زاگرس

به وبلاگ خودتان خوش آمدید

قارچها و کنترل بیولوژیک پاتوژنهای گیاهی
استفاده از قارچ ها در کنترل عوامل بیمارگر گیاهی خصوصا قارچها و نماتد ها در جهان رو به افزایش است. قارچ های بسیار با اهمیتی مانند Phytophthora و Fusarium و Pythium که بیماری های عمده ای در گیاهان مهم زراعی و باغی ایجاد می نمایند اخیرا در معرفی کنترل با سایر قارچ ها قرار گرفتند.
استفاده از قارچ ها در کنترل عوامل بیمارگر گیاهی خصوصا قارچها و نماتد ها در جهان رو به افزایش است. قارچ های بسیار با اهمیتی مانند Phytophthora و Fusarium و Pythium که بیماری های عمده ای در گیاهان مهم زراعی و باغی ایجاد می نمایند اخیرا در معرفی کنترل با سایر قارچ ها قرار گرفتند. با توجه به خسارت عمده ای که قارچهای خاکزی فوق الذکر به گیاهان وارد می کنند در سراسر دنیا سموم زیادی برای کنترل آنها معرف می شود. احتمال جایگزینی استفاده از قارچها بجای مصرف سموم شیمیایی برای کنترل آنها با استقبال زیادی روبرو خواهد شد.
در اینجا بعضی از بیماری های گیاهی و کنترل بیولوژیک آنها را تشریح می کنیم.
کنترل سفیدک سطحی Powdery Mildew: برای کنترل بیولوژیکی قارچهای عامل بیماری سفیدک سطحی در گیاهان جالیزی، توت فرنگی، کدوئیان، گوجه فرنگی، گیاهان زینتی، مو و همچنین درختان سیب از قارچ عامل کنترل بیولوژیک Amplomyces quisqualis استفاده می شود. این قارچ به صورت تجاری با نام قارچ کش بیولوژیک Aq۱۰ به فروش می رسد و به صورت پودر قابل تعلیق در آب مصرف می گردد. قارچ کش بیولوژیک مذکور علیه عامل سفیدک پودری چنار Sphaerotheca fuliginea عامل سفیدک پودری مو Uncinula necatorT عامل سفیدک سطحی سیب Podosphaera leucotricha بکار می رود.
●کنترل قارچ گونه های Penicillium spp و Botrytis spp: برای کنترل گونه های مختلفی از قارچ های Penicillium و Botrytis که پوسیدگی نرم و پوسیدگی قهوه ای در مرکبات ایجاد می کنند از قارچ Candida Olephila به عنوان عامل کنترل بیولوژیک استفاده می گردد.
این قارچ با نام تجاری Aspire در آمریکا و کشورهای اروپایی به صورت پودر قابل تعلیق در آب موجود است. معمولا از این فرمولاسیون به صورت اسپری بعد از برداشت بر روی مرکبات استفاده می گردد تا بیماری های پوسیدگی ناشی از پنیسیلیوم و بوتری تیس کنترل شوند. طبیعتا توسعه استفاده از قارچهای کنترل بیولوژیک برای کنترل قارچهای فوق الذکر که بسیار گشترده بوده و خسارت عمده ای به خصوص به محصولات وارد می کنند بسیار ارزنده و مفید خواهد بود.
کنترل زنگ گندم Puccinia graminis: قارچ Aphanocladium album بر روی تاول های یوردیال بر روی گندم که توسط Puccinia graminis f.sp tritici بوجود می آید، کنترل می شود.
قارچ Sphaerellopsis filum به عنوان بیمارگر قارچ (مایکوپارازیت) روی قارچهای عامل زنگ مخصوصا قارچهای Puccinia spp, uromyces spp از جمله زنگ برگ گندم P.recondita فعالیت می کند.
بیماری پاخوره گندم Take-all Disease: این بیماری گسترش جهانی دارد و در اغلب مناطق در مورد کشت گندم در دنیا یافت می شود و خسارت عمده ای به گیاه گندم وارد می نماید.
پاخوره گندم یک بیماری پوسیدگی ریشه و طوقه گیاه گندم و سایر خانواده غلات می باشد و توسط قارچی به نام Gaeumannomyces graminis که متعلق به رده آسکومایستها است، ایجاد می شود این بیماری به خصوص در کشتهای هر ساله و مداوم یک محصول شیوع بیشتری داشته و خسارت زیادی را در مزارع ایجاد می کند. در اثر این بیماری بوته آلوده می میرد(Take-all) و گیاه نابود می شود و محصول تولید نخواهد شد. در مراتع و چمن زارها نیز آلودگی به صورت منطقه ای یا کچلی (Patch) مشاهده می شود. این قارچ با افزایش قارچ Phialophora graminicola که یک بیمارگر ضعیف در خانواده غلات است تا حدودی کنترل می شود. در حقیقت افزایش قارچ Ph. graminicola موجب کاهش جمعیت G.graminis گشته و بیماری پاخوره به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. دلیل این امر یا افزایش مقاومت گیاه میزبان به بیماری پاخوره و یا رقابت Ph. graminicola با قارچ عامل بیماری می باشد که برای استقرار، رشد و گسترش آن ممانعت ایجاد می کند. پارازیت ضعیف دیگری در امر کنترل بیماری پاخوره در چمن زارها G.graminis var.graminis می باشد. استرالیا و سایر کشورها با آب و هوای معتدل دو قارچ و دو آنتی بیوتیک پایرون (Pyrone) به طور موثری پاخوره را کنترل می کنند. این قارچ عامل کنترل بیولژیک با نامهای Contans WG و Intercept WG در کشورهای مختلف خصوصا آلمان به صورت گرانول های قابل تعلیق در آب اسپری می شود.
●کنترل بیماری پوسیدگی ریشه گندم: بیماری پوسیدگی ریشه گندم Fusarium culmorum بوسیله قارچهای Cladosporium و Alternaria کنترل می شود.
●کنترل ساق سیاه خربزه: عامل بیماری ساق سیاه خربزه Macrophomina Phaseoline توسط گونه های T.harzianum و T.viride قابل کنترل می باشد. باید توجه نمود که این آنتاگونیست ها، مقاومت بالایی در برابر سم کاربندازیم یعنی موثرترین قارچ کش مورد استفاده در کنترل Macrophomina دارند.
●کنترل بیماری پژمردگی (ورتیسلیوز) پنبه: برای کنتل Verticillium dahlia عامل پژمردگی گیاه پنبه نیز از قارچهای مختلفی استفاده شده است. با استفاده از قارچ Trichoderma viride یک پوشش در اطراف بذر ایجاد نمایند که این قارچ عامل کنترلبیولوژیک از آلودگی و رشد قارچ ورتیسیلوم روی بذر یا نشاء اولیه جلوگیری می کند. البته در خاک هایی که مواد آلی کمی دارد بهتر است بجای قارچ T.vride از قارچ Gliocladium roseum در کنترل عامل بیماری استفاده گردد. در این رابطه مقدار ۵ الی ۱۰ کیلوگرم قارچ با تراکم ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون ماده تلقیح در گرم همراه با کوددهی قبل از نشاء استفاده می شود. با این روش توانسته اند مقدار ۳۰ الی ۴ درصد بیماری پژمردگی را کاهش داده و میزان ۱۴%-۱۲% تولید محصول را افزایش دهند. بسیاری از جدایه های قارچ G.roseum می توانند میکرواسکلروت های ورتیسلسیوم را در خاک از بین ببرند.
گونه هایی از قارچ های Talaromyces , Chaetomium , Stachybotry , Fimetaria , Podospora , Aspergilus بعنوان عامل کنترل کننده بیولوژیک برای مبارزه با قارچ Verticillium عامل بیماری پژمردگی، در آزمایشگاه و در گلخانه استفاده شده و موثر بوده اند. اصولا این قارچها برای کنترل قارچهای بیماری زا توانایی خوبی دارند و بعنوان عوامل کنترل بیولوژیک قارچها مورد نظر می باشد.

دستگاه رویشی قارچها   Vegetative structure of fungi

 

دستگاه رویشی در قارچها Thallus نام دارد كه در قارچهای مختلف به صورتهای زیر دیده میشود:

 

1. پلاسمودیم Plasmodium

این دستگاه رویشی شامل یك توده پروتوپلاسمی لخت و پر هسته ای است كه برای تغذیه و پیدا كردن مواد غذایی، دارای حركت آمیبی بوده و این اندام مرحله ی رویشی میكسومیستها و پلاسمودیوفورومیستها میباشد.                                                                           2. مایسیلیِم دروغی Pseudo mycelium

این نوع دستگاه رویشی كه در مخمرها Yeast دیده میشود ، شامل یكسری سلولهایی است كه از قسمت سر و ته به هم چسبیده و تشكیل زنجیر میدهند.

.3 در بعضی قارچها دستگاه رویشی دوشكلی Dimorphic است بدین صورت كه قارچ در بافت میزبان Host دارای دستگاه رویشی مایسیلیمی بوده ، درحالیكه اگر قارچ را برروی محیط كشت مصنوعی قرار دهیم به هیچ وجه تولید مایسیلیم ننموده و بلكه بصورت سلولهای مخمر مانند رشد خواهد كرد. از جمله این قارچها میتوان به راسته ی Taphrinales اشاره كرد.

.4 در بسیاری از قارچها دستگاه رویشی شامل رشته های میكروسكوپی است كه در تمام جهات منشعب شده و برروی یا داخل مواد غذایی مورد استفاده گسترش پیدا میكند. هر كدام از این رشته ها بعنوان Hypha شناخته شده اند. هر رشته ی هیف از لوله ی باریك وشفافی تشكیل شده كه در داخل آن پروتوپلاسم سلولی وجود دارد. Hypha در بیشتر قارچهای رشته ای ، در فواصل نامنظم توسط دیواره های عرضی به قسمتهای مجزا یا سلولهایی تبدیل میگردد، این دیواره های عرضی سپتا Septa نام دارند.

هیف بر دو نوع است، دیواره دار و بدون دیواره. در قارچهایی كه هیف آنها فاقد جدار عرضی است (Aseptate fungi) ، هسته های سلولی در داخل سیتوپلاسم هیف شناور بوده و كم وبیش بطور یكنواخت در تمام طول هیف پراكنده شده اند. این وضعیت را در هیف ، Coenocytic می نامند. با این وجود در این نوع هیفها در هنگام پیری ، دیواره ی عرضی در جاهای مختلف هیف تشكیل میشود، همچنین وقتی قسمتی از هیف می میرد، دیواره های عرضی قسمت مرده را از قسمت سالم سوا میسازند. در قارچهایی كه هیف آنها واجد جدار عرضی میباشد (Septate fungi) ، در داخل هر حجره یا سلول ممكن است تعداد یك، دو، سه ویا بیشتر هسته وجود داشته باشد، بدین ترتیب كه در بعضی قارچها سلولها یك هسته ، در بعضی دو هسته و بالاخره در اكثر قارچها در داخل حجره ی هیف بیش از دو هسته دیده میشود. علاوه بر هسته در داخل سیتوپلاسم هیف عموما" واكوئلها ، دانه های روغنی و حجرات نامشخص دیگری نیز مشاهده میگردد. مجموع هیفها را Mycelium میخوانند. مایسیلیم قارچهای انگل Parasite برروی سطح ویا در بیشتر اوقات داخل بافت میزبان رشد میكند. ازسوی دیگر این مایسیلیم یا بین سلولها گسترش یافته ویا بداخل آنها نفوذ میكند. اگر مایسیلیم بین سلولی باشد، غذای مورد نیاز قارچ از طریق دیواره ی سلولی میزبان یا غشاء Membrance آن جذب میشود ولی اگر مایسیلیم بدرون سلولها رخنه كند، دیواره ی هیف در ارتباط مستقیم با پروتوپلاسم میزبان قرار میگیرد. هیف بین سلولی تعدادی از قارچها مخصوصا" انگلهای اجباری گیاهان، مواد غذایی را از طریق اندامی به نام مكه یا مكنده Haustorium كسب مینماید. هاستوریم از طریق سوراخ كوچكی كه در غشاء سلول ایجاد میگردد وارد سلول شده و عمل جذب مواد غذایی را انجام میدهد. این اندام ممكن است به اشكال مختلف گرزی Club shape ، كشیده drawn ویا مانند ریشه ی گیاهان منشعب Divided باشد. هیف در قارچهای Saprophyte مستقیما" با مواد غذایی تماس برقرار كرده و بعد از تجزیه Decomposition آنها، مواد مزبوراز طریق عمل انتشارجذب قارچ میشوند.

در حین رشد مایسیلیم و تولید انشعابات توسط آن، هیفهای پیر مرده و توسط مایكروارگنایسمهای دیگر تجزیه میگردند.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 17:31  توسط ميرزايي  | 

 نماتد عامل کوتاه و کلفت شدن ریشه Trichodorus  

نماتد های عامل کوتاه و کلفت شدن ریشه (stubby-root) در تمام دنیا وجود دارد. این نماتد ها به گونه های زیاذی از گیاهان حمله میکنند از قبیل یولاف، کلم، گوجه فرنگی، شبدر، ذرت، لوبیا، انگور و هلو. اینها با ضعیف و کشتن نوک ریشه ها و جلوگیری از رشدشان باعث تقلیل ریشه گیاهان می شوند، این خود باعث کمرشدی و گلوکز کل گیاه، تقلیل محصول و کیفیت آن می گردند، لذا گیاهان آلوده، بندرت یا هرگز بوسیله این نماتدها کشته نمی شوند.

علائم :

گیاهان آلوده دو سه هفته بعد از تلقیح کمرشد میشوند، تعداد برگ ها و شاخه هایشان کمتر و اندازه شان کوچکتر از گیاهان سالم است ولی در ابتدا رنگ آنها عادی به نظر می رسد.در طول فصل اختلاف اندازه بین گیاهان سالم و گیاهان آلوده به نماتد افزایش می یابد، و اندازه گیاهان ساالم 4-3 برابر گیاهان سالم هستند.گیاهان بیمار ضمناً شروع بع تغییر رنگ داده و به جای سبز طبیعی کلروز به نظر میرسند.

علائم ریسه گیاهان آلوده، شامل رشد غیر عادی ریشه های جانبی و افزایش رشد شاخه های فرعی ریشه است، نوک ریشه های آلوده هیچ گونه نکروز نشان نمیدهد، لذا رنگ آنها معمولاً تیره تر از رنگ عادی آنهاست.در چنین ریشه هایی فعالیت های مریستمی و رشد ریشه متوقف می شود، اما سلولهایی که از قبل تشکیل شدهاند ممکن است به صورت غیر عادی افزایش حجم داده و باعث متورم شدن نوک ریشه شوند.غالباً ریشه های آسیب دیده تعداد زیادی ریشه جانبی تولید میکنند که اینها هم به نوبه خود مورد حمله نماتد ها قرار میگیرند.آلودگی پی در پی ریشه های جانبی و شاخه های آنها باعث کوچک شدن کل سیستم ریشه میشود. سیستم ریشه کلاً فاقد ریشه های تغذیه کننده بوده و در عوض با  شاخه های کوتاه و کلفت و باد کرده مشخصه بیماری که رشدشان در اثر آلودگی به نماتد متوقف شده پوشانده شده است.

بیمارگر Trichodorus christiei

نماتد کوچکی است که 65/0 میلیمتر طول و 40 میکرون عرض دارد، در 30 سانتیمتر بالای خاک زندگی میکند.یک انگل خارجی است که روی سلولهای اپیدرم در انتهای ریشه و یا نقاط مجاور آن تغذیه میکنند و هرگز داخل بافت ریشه نمیشود. در خاک تخم گذاری کرده که باز شده و مراحل نوزادی و بالغ را به وجود می آورد. چرخه زندگی آن در ظرف 20 روز تکمیل می شود. جمعیت های T.christiei در اطراف میزبان های حساس به سرعت افزایش می یابد اما وقتی گیاهان میزبان پیرمی شوند و ریشه های جدید تولید نمی کنند و یا هنگامی که گیاهان میزبان خوبی وجود نداشته باشد این جمعیت ها کاهش می یابد. در تمامی طول سال نماتد ها را به صورت تخم، نوزاد یا بالغ در داخل خاک می توان یافت.لذا به نظر میرسد مرحله قبل از بلوغ و تخم ها مراحلی باشند که بیشتر در زمستان یافت میشوند.

گونه های مختلفی از Trichodorus از جمله T.christiei قادر هستند ویروس های گیاهی را از گیاهی به گیاه دیگر انتقال دهند.ویروس جغجغه توتون و ویروس زود قهوه ای شدن نخود فرنگی که هر دو میله ای شکل هستند، تنها ویروس هایی محسوب می شوند که معلوم سده بوسیله نماتد های Trichodorus منتقل می شوند. چندین ویروس گیاهی دیگر که همه به شکل چند وجهی هستند بوسیله دیگر نماتد های ناقل Longidorus  و  Xiphinema منتقل میشوند.

ایجاد بیماری :

وقتی که گیاهان میزبان حساس در خاک آلوده به تریکودوروس زشد می کنند، به محض اینکه نماتد با ریشه های جوان یا نوک ریشه ها تماس پیدا کند، فوراً سر خود را در جهت تقریباً عمود بر سطح ریشه خم کرده، ناحیه لبی اش را بر دیوار سلول گذاشته و با ضربه مستقیم استایلت آن را سوراخ می کند، بعد از آنکه استایلت وارد سلول می شود، ماده چسبناکی از طریق آن به داخل سلول رها می شود و باعث می گردد تا سیتوپلاسم سلول گیاه در اطراف نوک استایلت جمع شود، قسمتی از سیتوپلاسم س÷س بوسیله نماتد مکیده میشود و بعد از آن نماتد ظرف چند ثانیه یا چند دقیقه پس از آغاز تغذیه به سلول بعدی می رود، با وجود آنکه سوراخ کوچکی که حداکثر 5/0 میکرومتر قطر دارد، حتی تا چندین ساعت بعد از آنکه نماتد سلول را ترک کرده در دیواره سلول دیده می شود، محتویات سلول ظاهراً از سوراخ بیرون نمی رود و تدریجاً سیتوپلاسم مجتمع شده پخش می شود و سلول به حال طبیعی باز می گردد.

تمامی مراحل آزاد نوزادی و بالغ های نماتد می توانند به گیاه حمله کرده و از آن تغذیه کنند، تغذیه آنها محدود به سلول های اپیدرم در نوک ریشه و یا نزدیک به نوک ریشه در ریشه های جوان و شاداب است.

اگر چه انتهای یک ریشه همزمان یا به تدریج ممکن است مورد تهاجم تعداد زیادی نماتد قرار بگیرد، آسیب مکانیکی ایجاد شده بوسیله  Trichodorus  در اثر تغذیه ناچیز بوده و نمی تواند جوابگوی تغییرات کلی روی ریشه ها و علائم ایجاد شده در قسمت های هوایی گیاه باشد، در ریشه های آلوده فعالیت مریستمی انتهای ریشه متوقف می شود، ریشه ها فاقد کلاهک ریشه مشخص یا ناحیه رشد طولی هستند و ناحیه تقسیم میتوزی آنها بسیار کوچکتر از آن در ریشه های سالم است، ریشه های آلوده فراوانتر و در گیاهان آلوده به نزدیکتر از ریشه های سالم هستند.بنظر می رسد که این تغییرات ناشی از اثر مواد تحریک کننده و یا باز دارنده ای باشد که نماتد به داخل سلول ها ترشح کرده اند و نه در اثر آسیب مکانیکی مستقیم.

کنترل :

برای کنترل نماتد های کلفتی ریشه تمام سطح مزرعه را بابد با نماتد کشها تیمار کرد.مخلوط های متیل برومید- کلروپیکرین، Telone  یا DD نتیجه رضاتبخش دارند، اما مبارزه ای موقتی است. شش تا هشت هفته بعد از کاربرد نماتد کش، نماتد های کلفتی ریشه دوباره در مزرعه ظاهر می شوند و اگر میزبان حساسی موجود باشد، جمعیت نماتد ها به سرعت افزایش می یابند، نماتد کشهای کند اثر از قبیل اتوپروپ (ethoprop) از افزایش سریع جمعیت نماتد جلوگیری و یا باعث تعویق آن می شوند لذا اثر یا فایده تیمار را افزایش می دهند، آیش یا آیش و شخم کاری خشک تا حدود نسبتاً خوبی برای کنترل Trichodorus  باید مفید باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 17:28  توسط ميرزايي  |