زاگرس

به وبلاگ خودتان خوش آمدید

تولید مثل در قارچها

اطلاعات اولیه

قارچها به طریق غیرجنسی و جنسی تکثیر می‌یابند. زادآوری غیرجنسی در قارچها رایج‌تر بوده در صورتی که تولید مثل جنسی ممکن است فقط یکبار در سال اتفاق بیافتد. در تولید مثل غیرجنسی تلفیق هسته‌ها صورت نگرفته و نو‌ترکیبی بوجود نمی‌آید. فرزندان خیلی شبیه به سلول مادری می‌باشند. در صورتی که تولید مثل جنسی تلفیق گامتها الزامی بوده ترکیب گامتها صورت می‌گیرد و با تلفیق هسته‌ها نوترکیبی ژنتیکی صورت می‌گیرد. بنابراین نتایج از نظر ژنتیکی از والدین خود متفاوتند.



تصویر

تولید مثل غیر جنسی

قطعه قطعه شدن

در اثر قطعه قطعه شدن ریسه ، قطعات هیف یا ریسه در شرایط مطلوب رشد کرده و نسل جدیدی را بوجود می‌آورند. این روش در طبیعت بسیار رخ می‌دهد. همچنین برای تکثیر قارچها در آزمایشگاه از این روش استفاده می‌شود.

جوانه زدن

روش جوانه زدن در مخمرها بسیار رایج است. هنگام جوانه زدن ، یک برآمدگی در یاخته مادر ، بر اثر کشیده شدن دیواره یاخته‌ای ، بوجود می‌آید. هسته به دو نیم تقسیم شده و یک نیمه آن وارد جوانه می‌گردد. جوانه یا یاخته دختر بوجود آمده سپس از یاخته مادر جدا می‌شود. در بعضی موارد ، جوانه از یاخته مادر جدا شدن و خود به همان طریق مذکور جوانه دیگری را ایجاد می‌کند.

تقسیم دو تایی

این روش تولید مثل در باکتریها متداول است. ولی در بعضی از مخمرها تکثیر به صورت تقسیم دوتایی انجام می‌شود. در این روش ، یاخته مادر به دو یاخته دختر مبدل می‌گردد.

تشکیل اسپور

قارچها عمدتا از طریق تشکیل اسپورها تکثیر می‌یابند. رنگ اسپورها از سفید تا سبز ، زرد ، قرمز ، قهوه‌ای و سیاه تغییر می‌کند. اسپورها وقتی در شرایط مساعد قرار می‌گیرند رشد یافته به نام لوله تندش (germtube) ایجاد می‌کنند. رشد هیف از بخش انتهایی آن انجام می‌گیرد. اسپورها در قارچهای آبزی دارای تاژک می‌باشند. و دیواره سلولی نازکتری دارند. در صورتی که در قارچهای خشکی‌زی دیواره سلولی ضخیم تر بوده و ممکن است از سه لایه آندوسپور ، اپی اسپور ، پری اسپور تشکیل شود.

از نظر ساختمان سلولی شبیه به سایر سلولهای قارچی بوده دارای
هسته ، میتوکندریهای بزرگ ، شبکه آندوپلاسمی ، واکوئل و مواد غذایی ذخیره‌ای در فرم گلیکوژن و چربی دارند. اسپورها معمولا در داخل محفظه‌ای به نام اسپورانژیوم تشکیل می‌گردند. اسپورانژیومها روی هیف تخصص یافته‌ای به نام اسپرانژیوفور قرار می‌گیرند.


تصویر

!!تشکیل کنیدی
کنیدیها نیز از عوامل تکثیر غیرجنسی در قارچها بوده کنیدیها ممکن است در کنار یا انتهای هیف مخصوصی به نام کنیدیوفور تشکیل گردند. که به عوامل تشکیل شده کیندیوم اطلاق می‌گردد. کیندیومها یا کیندیها در درون یا سطح ساختمانهای خاصی نیز ممکن است تشکیل گردد. کیندیها ممکن است در داخل یک پیکنیدیوم تشکیل گردد. پیکنیدیوم ساختمان کوزه ‌مانندی است که در داخل آن کیندیها و کیندیوفورها قرار می‌گیرند. به کیندیهای حاصله پیکنیدیواسپور نیز اطلاق می‌گردد.

کیندیها ممکن است در سطح اندام بشقاب مانند و تختی به نام آسروولوس تشکیل گردند. آسروول در محل آلودگی تشکیل می‌گردد و بعد از تکمیل رشد باعث پاره شدن اپیدرم می‌گردد. در سطح این اندام بشقاب مانند تراکم فراوانی از کیندیوفورها قرار می‌گیرد و در داخل آنها هم کنیدیها تشکیل می‌گردد. کیندیها ممکن است روی ساختمان به نام اسپورودوچیوم تشکیل گردد. اسپورودوچیوم در محل آلودگی تشکیل می‌شود و ساختمان پف کرده و بالش ‌تک مانندی دارد و خیلی شبیه آسروول می‌باشد. اسپرودوچیوم موجب پاره شدن مشخص اپیدرم نمی‌شود.

تکثیر بوسیله هاگ

معمولی‌ترین نوع تولید مثل غیر جنسی در قارچها تولید هاگ است. در تعریف به هر ذره کوچک زایشی که از هیف یا از یاخته مولد هاگ جدا شده و به نسل جدیدی تبدیل شود هاگ گفته می‌شود. انواع هاگها عبارتند از: اسپورانژیوسپور ، کلامیدو سپور و آتروسپور.



تصویر

تولید مثل جنسی در قارچها

در تولید مثل جنسی حضور گامتها الزامی است. گامتها معمولا در داخل ساختمانهایی به نام گامتانژ تشکیل می‌گردند. اگر گامتها از یک ریسه حاصل شوند چنین قارچهایی را هموتالیک گویند ولی اگر گامتها از هیفهای مختلف نتیجه گردند هتروتالیک نامیده می‌شوند. یکی شدن گامتها در سه مرحله انجام می‌گیرد:

1.       پلاسموگامی (اتحاد پروتوپلاسمهای سلولی)

2.       کاریوگامی

3.       اتحاد کروموزومها یا ژنها

پلانوگامی

در این روش گامتها یا سلولهای جنسی متحرک و تاژکدارند. این روش تلفیق بیشتر در قارچهای آبزی دیده می‌شوند و برای انجام عمل پلانوگامی وجود آب الزامی است. زیرا گامتهای تاژکدار در حضور آب فعالند.

گامتانژی

در این حالت سلولهای جنسی متحرک نیستند دو گامتانژ در محل اتصال و از طریق سوراخی که ایجاد می‌گردد هسته‌های نر در گامتانژ ماده وارد می‌گردد گامتانژ ماده یک اندام متورم و پایه‌دار می‌باشد که به آن ائوگونیوم اطلاق می‌گردد. هسته‌های داخل ائوگونیوم را ائوسفر گویند. آنتریدیوم استوانه‌ای شکل بوده و معمولا پایه‌دار می‌باشد. هسته‌های نر داخل آنتریدیوم جای دارند. هسته‌های داخل آنتریدیوم از طریق سوراخ ایجاد شده بین دو گامتانژ در ائوگونیوم وارد شده و با ائوسفر ترکیب و ساختمانی به نام ائوسپور ایجاد می‌گردد. این روش تکثیر غالبا در ائومیستها دیده می‌شود.




تصویر

گامتانژیوگامی

در این حالت دو گامتانژ در تماس باهم قرار می‌گیرند دیواره تماس از بین می‌رود و محتویات هر دو اعم از هسته و سیتوپلاسم باهم مخلوط می‌گردند. در کپک نان تکثیر جنسی به این طریق انجام می‌گیرد. در هیف میسیلیومی که از نظر ژنتیکی متفاوتند باهم تماس پیدا می‌کنند این هیفها را زیگوفور می‌نامند. در بخش انتهایی زیگوفورها ساختمانهایی به نام پروگامتانژ شکل می‌گیرد. پروگامتانژ از ابتدا به انتهای هیف متصل بوده و با افزایش اندازه به تدریج از هیفهایی که از آن بوجود آمده‌اند دور می‌شوند. دیواره عرضی تشکیل می‌گردد و گامتانژها شکل می‌گیرند.

دیواره بین گامتانژها از بین رفته محتویات آنها باهم خلوط می‌گردد. از اختلاف آنها زیگواسپور تشکیل می‌گردد زیگواسپور حجیم گشته دیواره آن ضخیم تر شده زیگواسپور ممکن است وارد مرحله نهفتگی شود که این مدت چند ماه طول می‌کشد. زیگواسپور پس از دوران نهفتگی ممکن است تندش یافته و تشکیل هیف دهد یا ممکن است مستقیما تشکیل اسپورانژ دهد.

اسپرماتیزیشن

این روش تکثیر اغلب در آسکومیستها و بازیدمیستها رایج است. نقش سلول جنسی نر را سلولهایی به نام اسپرماتیوم بر عهده دارند. اسپرماتیومها بر رویاسپورماتوفورها ممکن است تشکیل گردد. اسپرماتیوم‌ها و اسپورماتوفورها در داخل ساختمان کوزه‌مانندی به نام پیکنیوم تشکیل می‌گردد. نتیجتا به اسپرماتیومهای حاصل پیکینواسپور اطلاق می‌گردد. نقش گامت ماده را هیفی به نام هیف پذیرنده بر عهده دارد. هیف پذیرنده آغشته به ماده چسبناک یا شهد بوده این هیف در دهانه پیکینوم قرار می‌گیرد. اسپرماتیوم از طریق حشرات ، باد یا آب به هیف پذیرنده انتقال می‌یابد.

سوماتوگامی

در این روش اندام جنسی خاصی بوجود نمی‌آید بلکه دو تا هیف رویشی باهم تلاقی پیدا می‌کنند و تبادل هسته صورت می‌گیرد. پدیده سوماتوگامی شبیه به پدیده هم دهانی یا آنوستوموز می‌باشد که در برخی از موجودات جانوری مثل پارامسی دیده می‌شود این روش تکثیر نیز در آسکومیستها رایج است.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:55  توسط ميرزايي  | 

 

شكارچي ها :(Predators)

 اين حشرات كه تحت عنوان حشرات مفيد ناميده ميشوند ، در عرصه طبيعت نقش مهمي را درجلوگيري ازتكثيرسريع آفات وبرقراري تعادل حياتي Equilibri biologiquc) دارا ميباشند . درذيل بطور خلاصه به برخي از گونه هاي حشرات مفيد ، جهت آشنايي هرچه بيشتر،بطورخلاصه اشاره ميكنيم:

 1- كفشدوزك ها : (Lady beetles)

اين حشرات درمراحل رشدي خود، لارو وحشره كامل ، شكارچي بوده وبا اشتهاي فراوان ازآفات مخصوصا ،شته ها وشپشكهاي نباتي تغذيه ميكنند.

حشرات فوق دراكثر مواقع ، بروي گياهان مختلف در طبيعت ومزارع وباغات كه مورد هجوم آفات مكنده قرارگرفته اند،به چشم ميخورند.نكته مهم دراين ارتباط اينست كه چنانچه مقدار غذاي كافي از ميزبانان متفاوت درمحل زندگي اين حشرات مفيد موجود نباشد، جهت بقاء نسل وبطور طبيعي به سايرمناطق مهاجرت مينمايد.درحال حاضر درقسمتهاي شمالي كشور ازكفشدوزك ها جهت مبارزه باآفاتي چون: شپشكهاي استراليائي وآردآلودبروي چاي ومركبات ،بطور استفاده مينمايند.

 

2-شيخك ها :   (Praying  mantids)   

حشرات فوق درمراحل پورگي وحشره كامل ، بطورمداوم سايرحشرات راشكاروازآنها تغذيه مينمايد. شيخك ها بطور دسته جمعي ،تخمهاي خود رادركيسه هاي مخصوص وروي شاخه ها گياهان مختلف قرارداده ،كه دراكثرباغات ودرختان به چشم ميخورد.

نكته مهم درارتباط با اين حشره اينست كه گاهي درصورت عدم دسترسي به غذا ، اقدام به همنوع خوراكي نموده يا (Cannibalism)

وهمچنين نكته منفي اين حشرات نيزاينست كه شيخك ها خود بدنبال طعمه نرفته ومنتظر طعمه مي مانند.ميزبان هاي اين شكارگر شامل: ملخ ها، سيرسيرك ها، زنبور ها ، پروانه ها ، مگس ها و….

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:38  توسط ميرزايي  | 

سفيدك سطحي)پودري= واقعي( سيب و گلابي

                                           Pear&Apple Powdery Mildew

هر جا كه سيب كشت مي شود اين بيماري نيز وجود دارد بويژه در خزانه هاي سيب در سراسر جهان بيماري مهمي محسوب مي گردد در ايالات متحده اين بيماري با ايجاد شبكة زنگاري (زبر و چوب پنبه ايRusseting) روي پوست ميوه موجب كاهش ارزش ميوه تا 50% مي شود.

علائم:

سفيدك سطحي سيب به قسمتهاي مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و ميوه ها حمله مي كند.

علائم روي برگها بصورت لكه هاي خاكستري تا سفيد كثيف ظاهر مي شوند و اگر برگهاي جوان آلوده شوند دچار پيچ خوردگي و بد شكلي شده و نهايتاً خشك مي شوند. شكوفه هاي درخت بر اثر زمستانگذاراني قارچ در جوانه هاي زايشي زودتر از بقيه قسمتها آلوده مي شوند. در اثر آلودگي شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكيده و كاسبرگها گوشتي و كلفت مي شوند و توانايي تشكيل ميوه را از دست مي دهند. كاسبرگها خيلي حساس هستند.ميسليومها كنيديوفورها و كنيديهاي قارچ روي سرشاخه ها منظرة سفيد رنگي را ايجاد مي كنند رشد اين شاخه ها متوقف شده و فواصل ميانگره ها كوتاه مي ماند و نهايتاً سرشاخه ها خشك مي شوند معمولاً روي سرشاخه ها فرم جنسي قارچ (كليستوتسيوم) تشكيل مي شود . ميوه ها نيز آلوده شده و حالت شبكة چوب پنبه اي در سطح ميوه ها (زنگار ميوه) بوجود مي آيد. در مورد گلابي هم پوشش سفيد ميوه تا اواسط تابستان روي ميوه باقي مي ماند و بعد اين پوشش محو مي شود و اثر آن بصورت لكه زنگاري(Russet) باقي مي ماند در خزانه ها قارچ به همة برگهاي در حال رشد حمله كرده و موجب كندي رشد قسمت هاي انتهايي شاخه ها مي شود .

عامل بيماري :

 روي سيب و گلابي قارچ زير است:

Te) Podosphaera leucotricha(Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)

An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

كليستوتس P.leucotricha داراي زوائد دو شاخه اي شكل اند هر چند در اين گونه حالت دو شاخه اي به سختي ديده مي شود داخل كليسترتسيوم فقط يك آسك وجود دارد كه حاوي 8 آسكوسپور بيضوي است . اين قارچ هتروتاليك است.

كنيديهاي O.farinosum شفاف، تك سلولي و دو سر تخت و استوانه اي شكل اند و بصورت زنجيري روي كنيديوفور تشكيل مي شوند.

 

چرخة بيماري :

ريسه درون جوانه ها مهمترين بخش زمستانگذران قارچ مي باشد اين قارچ انگل اجباري است . اگر آسكوكارپ تشكيل گردد مي تواند موجب بقاء قارچ گردد ولي بنظر نمي رسد كليستوتسيوم در چرخة زندگي قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهاي P.leucotricha موجب آلودگي نمي شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرايط محيطي ريسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و توليد كنيديوم مي كند كنيدي ها با باد پخش شده و موجب آلودگي اوليه مي شوند سپس از زخمها و لكه هاي جديد نيز كنيديوفورها توليد كنيديهاي جديد را كرده و موجب انتشار بيماري و آلودگي هاي ثانويه مي گردند. فعاليت قارچ در تابستان شديداً كاهش مي يابد ولي در اواخر تابستان و پائيز مجدداً فعال شده و با  انتشاركنيديها موجب آلودگي هاي جديد مي گردد، نهالهاي موجود در خزانه بعلت اينكه تا اواخر پائيز رشد مي كنند بسيار مستعد آلودگي هستند. البته برگهاي جوان درخت سيب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگي حساس هستند و پس از آن آلودگي فقط در برگهايي ديده مي شود كه بطور مكانيكي صدمه ديده اند. كنيديها در سطح برگ وقتي رطوبت نسبي حدود 70% باشد به خوبي تندش مي كنند. اوج توليد و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام مي شود. قارچ در گسترة دمايي0C 32-4 فعاليت مي كند ولي بهينة دماي آن 0C20-16 است. اين بيماري در مناطق نيمه خشك به فراواني ديده مي شود ولي به ندرت در مناطق خشك ظاهر مي شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنيديها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خيلي بيش تر از رطوبت است زيرا ميزان آب در داخل كنيديها بالا بوده و رطوبت تأثير كمتري در جوانه زني اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت ميسليوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقي مي مانند و جوانه هاي انتهايي مهمترين مكان براي زمستانگذراني قارچ عامل بيماري هستند.

اگر آلودگي 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحلة گلدهي صورت گيرد حالت زنگار روي ميوه هاي سيب و گلابي بوجود مي آيد.

 

 

مبارزه :

1- هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده: مي تواند موجب كاهش مايه تلقيح اوليه گردد. كاهش مايه تلقيح اوليه و حفاظت برگ، ميوه و جوانه از عفونت ثانويه در مبارزه با اين بيماري مهم است.

2-ارقام مقاوم: ارقام سيب با حساسيت كمتر عبارتند از : سيب زرد لبناني ، دليشز،گلدن دليشز، واين ساپ ، يورك ايمپريال ، نيتاني، لورد لمبورن.

ارقام گلابي مقاوم به سفيدكهاي سطحي عبارتند از :دوآنژو،لوئيزبون Louise Bonne

3-شيميايي: قارچكشهاي عليه سفيدكهاي حقيقي عبارتند از : گوگرد ، بنزيمدازول ها، ضد بيوسنتز ارگوسترول

 (Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپريمات ، پيرازوفوس،تري آديمفون، دينوكاپ (كاراتان).

قبل از پيدايش گلها ، مصرف سفيدك كشهاي بسيار مؤثر مثل تري آديمفون كه به شدت از توليد كنيدي جلوگيري مي كنند ضرورت ندارد. در اروپاي غربي به علت وجود هواي ملايم در زمستان و شرايط مناسب بيماري در بهار ،  درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشي مي كنند.

زمان سمپاشي:

الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجيحاً از سموم سيستميك استفاده مي شود . چون خنكي هوا مانع تسعيد گوگرد است و از طرفي ديگر سموم سيستميك روي آلودگي درون جوانه ها مؤثرند.

ب)نوبت دوم بعد از ريزش گلبرگها كه مي توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنين كاراتان و ساير سموم سيستميك نيز قابل استفاده اند(بعضي ارقام سيب و گلابي به گوگرد حساسند و موجب گياهسوزي آنها مي شود كه بايستي دقت نمود).

ج) نوبت سوم : بستگي به شرايط جوي و ميزان پيشرفت بيماري دارد بيش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشي باشد. قارچ كشهاي باز دارندة بيوسنتز ارگوسترول زمانيكه بيماري هنوز شدت پيدا نكرده است بسيار موثرند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سهراب مهدی زاده در یکشنبه 24 مهر1384 و ساعت 23:56 | آرشیو نظرات

پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl

                        

 

بيماری پيچيدگی برگ هلو که به فارسی بيماری لب شتری و يا بيماری باد سرخ هلو ناميده می شود ، اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا و در سال 1855 از ايالت کاليفرنيا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .
علائم بيماری
خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .

 


عامل بيماری
قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام
Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يافت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بافت پارانشيم برگ می توان يافت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بافت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .
چرخه بيماری
گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يافت در بين بافت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است .
مبارزه
1 ــ برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A
2 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.
3 ــ پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames ,
Iowa, U.S.A
4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
5 ــ با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.
6 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.
7 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.
8 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.
9 ــ برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
Integrated Pest
Management (IPM) Sulutions for The Landscaping Professional , U.S.A.

 

نظرتون راجع به چیه ؟ valigood  valigood

+ نوشته شده توسط سهراب مهدی زاده در چهارشنبه 20 مهر1384 و ساعت 12:56 | 5 نظر

 

بیماری آتشک سيب و گلابي ( Fire Blight)

آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری                   Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .

بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .


اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.


1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .


2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .

 
3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های  فيزيولوژيکی  طبيعی در دفاع   از    بيماري   ها می گردد .

   

       شرايط شيوع بيماری:


نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند .

تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .


حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .


شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .


    علائم بيماری:


در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سياه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قديمی که از طريق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگی که حامل ميليون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرايط رطوبی بطرف پائين روی تنه و شاخه ها سرازير می شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود .


علائم بيماری روی ميوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روی درخت باقی می ماند .

 در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمی دهد .ميوه های آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای يا سياه در می آيند . از ميوه های آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتری خارج شود .

 

     چرخه بيماری:


زمانی که شرايط محيط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسيم سلولی تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده ای به نام Bacterial Ooze توليد می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگی و ظهور بيماری حدود 5 روز است . در شاخه های جديد آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت می کند . باکتری از طريق شاخه های جديد بشاخه های قطورتر و تنه اصلی ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بيماری را آغاز کند .


حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد می شود . باکتری در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگی ميميرند . شاخه های جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و می ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتری توليد کرده و تمامی باغ را آلوده نمايند .

 

كنترل بيماري :


1 ــ هرس


نظر به اينکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بيماری در سال بعد جلوگيری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .


هرس بايد در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماری به ساير درختان جلوگيری شود . برای جلوگيری از بيماری و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گيرد و قسمت های آلوده حذف شود.


وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفونی شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوی تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .

 

 2ــ مبارزه شيميائی


1ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
Professor of Plant Pathology , The Pensylvania State University ,U.S.A. , 12 May 1999

 
2ــ سمپاشی با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
Fire Blight Management , U.S.A. internet 2002 )



3ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 
University of Illinois , U.S.A                      . September 19

 

4ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصيه می شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشی بيماری اسکاب سيب را نيز کنترل می کند .

 
Presented by Professor Paul W. Steiner , at the State Horticultural
Association of Pennsylvania Annual Meeting . U.S.A. January 2000


5ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصيه می شود .

 
W. Hal Shaffer ,Department of Plant Pathology , University of Missouri , Columbia , U.S.A. 1999

6ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه می شود .


Utah Plant Diseases Control , U.S.A. February 1993

7ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه می شود .



8ــ برای کنترل بيماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشی شود .

 
University of Minnesota ,Yard and Garden Clinic , Chad J. Behrendt, Ph.D and Crystal M. Floyd , U.S.A. 1999..

 

9ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصيه می شود .

 
The University of Tennessee , Steve Bost , Professor and Alan Windham , U.S.A.

10ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل يک يا دو دفعه بفواصل 4 روز توصيه می شود .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:54  توسط ميرزايي  | 



کنترل بیو لوژیک

مقدمه

img/daneshnameh_up/b/b4/Biotec.jpg

امروزه با استفاده گسترده از مواد شیمیایی در باغات و مزارع که منجر به ریشه کن شدن نسل موجودات و عوامل بیماری زا میشود بیم این است که حشرات ومیکرو ارگانیسمهای مفید نیز برای همیشه از بین بروند. این در حالی است که واژه مفید و غیر مفید را ما انسانها بر حسب نیاز های مصرفی خود ابداع کرده ایم .اعتقاد بسیاری از دانشمندان این است که تنوع زیستی بیشتر بین موجودات برابر است با سلامتی بیشتر محیط زیست. یقینا یک فضای سبز با تنوع بیشتر بقای بیشتری خواهد داشت. بنابراین سعی آنها در جلوگیری از ریشه کن شدن بعضی از حشرات و پاتوژنهایی است که در یک سیستم باعث خسارت به گیاهان می شوند.

تعریف

کنترل بیو لوژیک عبارت است از استفاده از یک عامل بیماریزا یا یک حشره به منظور کاهش خسارت ناشی از یک نوع آفت . این روش مخصوصا برای محل هایی مثل گلخانه ها و محیط های بزرگ مصنوعی مناسب است . هدف از کنترل بیو لوژیک ریشه کن کردن آفاتی که به گیاهان آسیب وارد می کنند نیست بلکه هدف کاهش جمعیت آنها به حدی است که کمترین خسارت را به کشاورز یا محیط زیست وارد کند. در حقیقت این روشی است که با عکس العمل محیطی بین موجودات زنده آفات را کنترل می کند.در یک محیط طبیعی یعنی جایی که بشر کمترین دخالت را در اکوسیستم دارد آفات و بیماری های گیاهی همیشه وجود دارند اما در صورت عدم دخالت مستقیم بشر جمعیت آنها همیشه در حال تعادل و به حد نرمال است.
یکی از عوامل مهم برای شروع کار کنترل بیولوژیک آشنایی با مراحل مختلف رشد آفات و شناسایی مرحله ای است که آنها بیشترین خسارت را به گیاهان وارد می کنند. بیشتر روش های کنترل بیو لوژیک بر پایه جذب بیشتر حشرات مفید در مزارع و باغات پایه ریزی شده اند. موجودات زنده ای که بیشتر برای کنترل بیولوژیک استفاده می شوند عبارتند از انگل ها،شکارچی ها، پاتوژن ها و خورنده علف های هرز(Weed feeder). کشاورزان می توانند آنها را از طریق پست خریداری نمایند .موجوداتی که برای این منظور استفاده می شوند می توانند شکارچی یا انگل باشند.

کنترل بیو لوژیک از دیدگاه اقتصادی

کنترل بیولوژیک از نظر اقتصادی روشی بهینه است. حتی در صورت عدم موفقیت کامل در مزرعه نسبت سود به هزینه B/C در این روش 11:1 است. بر اساس یک مطالعه تخمین زده می شود که در این روش برنامه های با موفقیت کامل در ازای یک واحد سرمایه 32 واحد سود را باز می گردانند.( 32:1 B/C) این درحالی است که در تحقیق مشابهی نسبت سود به سرمایه در کنترل شیمیایی آفات فقط 5/2 به 1 است.

کنترل بیولوژیک با استفاده از حشرات

برای شروع این روش باید از روش زندگی حشرات یعنی انگل یا شکارچی بودن،سیکل زندگی و مکان هایی که آنها برای زندگی ترجیح می دهند مطلع باشیم .حشرات راه های مختلفی برای تغذیه از سایر حشرات ابداع کرده اند. شکارچی ها مستقیما حمله میکنند و قربانی خود را می بلعند در حالی که انگل ها در روی بدن حشره دیگر تخم گذاری می کنند و هنگامی که لارو ها از تخم بیرون آمدند از اندام های داخلی بدن حشره میزبان تغذیه می کنند.
نمونه ای از حشرات شکارچی
img/daneshnameh_up/f/fb/Ladybugs.jpg

کفشدوزک ها مخصوصا لارو های آنها شته هایی مثلGreenfly و Blackfly راشکار می کنند و از کرم ،پوسته بدن و لارو های کوچک آنها تغذیه می کنند. کفشدوزک ها شبیه سوسک هستند و با رنگ سیاه و قرمز بیشتر دیده می شوند. لاروهای آنها در ابتدا خیلی کوچکند ولی تا 17 میلی متر رشد می کنند. بدن آنها پوشیده از رنگ های سیاه یا خاکستری با لکه های مشخص قرمز یا نارنجی است. آنها بیشتر در باغات یافت میشوند و در زمستان در سوراخ ساقه های درختان به خواب می روند.
نمونه ای از حشرات انگل
img/daneshnameh_up/2/27/Encar.jpg

این حشره یک زنبور کوچک است که به شکل انگل از حشره White fly تغذیه می کند. White fly نو عی حشره کوچک است که از آفات مهم گلخانه ای است. این حشره از شیره گیاهی تغذیه می کند و باعث پژمردگی و تشکیل تودهای کپکی سیاه بر روی گیاه می شود.این روش مخصوصا در صورت هجوم کم حشره مفید است و تا مدت زیادی محافظت ایجاد می کند. مکانیسم کنترل به این صورت است که زنبور روی پوسته لارو White fly تخم گذاری می کند. بعد از خروج لارو ها از تخم، آنها از لارو White fly تغذیه کرده و قبل از تبدیل آنها به شفیره آنها را از بین می برند. باید بلافاصله بعد از مشاهده اولین حشره بالغ White fly نسبت به رها سازی زنبورها اقدام کرد تا کنترل به نحو موثری صورت بگیرد.

کنترل بیو لوژیک علف های هرز

کنترل بیولوژیک علف های هرز یکی از روش های کنترل علف های هرز است ،که از طریق قرار دادن آنها در معرض دشمنان طبیعی انجام می شود. بسیاری از علف های هرزی که امروزه در محیط های اطراف ما وجود دارند بومی مناطق دیگر بوده اند و از طریق بذر ، اندام رشد رویشی، باد، آب،حشرات و... به مناطق دیگر منتقل شده است.متاسفانه با انتقال علف های هرز به مناطق جدید دشمنان طبیعی آنان به همراه آنان منتقل نمی شوند در نتیجه آنها به راحتی قادر به رشد و نمو هستند، و حیات گیاهان بومی و مطلوب را به خطر می اندازند.
کنترل بیولوژیک روش هایی را پیشنهاد می کند تا تعادل طبیعی بین علف های هرز و محیط آنها برقرار شود. که از طریق معرفی حشرات و بیماری هایی است که به گیاهان مضر حمله می کنند.
_ یک روش کنترل شامل استقرار یک جمعیت از دشمنان طبیعی علف هرز است که قادر به ادامه حیات در محیط جدید می باشند.هدف ایجاد ممانعت برای رشد علف های هرز ،مخصوصا در مورد علف هایی که زمین های غیر زراعی را اشغال کرده اند،است.این روش با افزایش جمعیت یک عامل بیولوژیک (که معمولا یک حشره است )اجرا شده و تا زمانی که جلوی افزایش علف هرز را بگیرد ادامه می یابد . کنترل بیولوژیک علف هرز روشی تدریجی وطولانی است و تا 20 سال به طول می انجامد. اما در شرایط درست سودمند ترین و اقتصادی ترین روش کنترل است با توجه به اینکه اگر از عامل صحیحی برای کنترل استفاده شود کمترین خسارتی به محیط زیست وارد نمی کند.
img/daneshnameh_up/6/60/Weed.jpg


img/daneshnameh_up/1/17/Weedsbiotec.jpg

عکس سمت چپ :شروع کنترل علف هرز Euphorbia esula توسط سوسک Aphtona oyparissiae که برای کنترل آزاد شده است.
عکس سمت راست :ممانعت از افزایش جمعیت علف هرز به شعاع 1KM_شش سال بعد

_روش دوم به کار بردن یک دشمن طبیعی است که ، مثل علفکش ها با علف هرزمستقیما در تماس باشد، مانند عوامل بیماری زای گیاهی. این روش بیشتر برای کنترل علف های هرز غلات و در مزارع استفاده می شود. در کانادا عوامل بیماری زایی که برای این منظور استفاده می شوند حتما باید در آن منطقه وجود داشته باشند و اجازه ورود از مناطق ذیگر را ندارند. شرایط مورد نیازی که یک عامل بیماری زا برای استفاده در روش کنترل بیولوژیک باید داشته باشد این است که با روش انتخاب توده ایجواب دهد و بعد از به کار بردن روی علف های هرز اثر قابل قبولی داشته باشد.
_کنترل بیولوژیک همچنین می تواند به طور غیر مستقیم از طریق اعمال روش های زراعی انجام شود .به این طریق که با سیستم کشت حفاظتی یا بدون شخم و جلوگیری از چرای دام در فصل های بخصوص باعث افزایش دشمنان طبیعی و میکرو ارگانیسم های خاک می شوند.
کنترل بیو لوژیک علف های هرز یک فرایند طولانی ،تدریجی و گران است اما تحقیقات نشان داده است که بازگشت سرمایه در این روش به طور کلی و در پایان کار 50:1 است و شاید تا 100:1. کنترل بیولوژیک در صورتی موفق است که قدرت رشد و فراوانی علف های هرز و همچنین هزینه های اقتصادی که آنها به کشاورزان تحمیل می کنند را کاهش دهد.

مراحل انتخاب یک عامل کنترل بیولوژیک قبل از آزاد شدن در محیط

  • انتخاب دشمنان طبیعی که از علف هرز یا آفت مورد نظر تغذیه می کنند.
  • انجام مطالعات گسترده روی عامل بیولوژیک تا زمانی که مطمئن شوند که تنها به علف هرز یا آفت مورد نظر حمله می کند.
  • انجام آزمایشات ناحیه ای
  • تایید توسط سازمان محیط زیست و سازمان های دیگری که با توجه به کشور های مختلف فرق می کند.

مديريت مبارزه با نماتد ها

 

La Defense Des Plant culeivars

R. Boweg , 1967

Eid: Pagot Leusnnc

مبارزه عليه نماتدچندان آسان نيست زيرا در داخل خاك يا نسوج گياهي كه كمتر نفوذپذير است زندگي مي كنند و دسترسي به آنها آسان نيست.

 

روشهاي مبارزه:

                الف: مبارزه زراعي: يكي از روشهاي گياهي متناوب است. يعني بايد دقت شود كه گياه ميزبان به صورت مداوم كشت نشود. مبارزه بر عليه علفهاي هرز ميزبان نماتدها، استفاده از اقدام مقاوم نيز مؤثراست.

رعايت نكات زير نيز مي تواند مفيد باشد:

1-    پرهيز از استفاده از بذر، غده يا پياز آلوده.

2-    جلوگيري  از  حمل و نقل خاك و اندامهاي گياهي آلوده (قرنطينه) از نقاط آلوده به سالم.

3-    درصورت امكان سوزان يا كپوست كردن بقاياي گياهاي آلوده (كپوست زماني مؤثر است كه حرارت از ˚c45 –60 درجه بالاتر رود).

ب: مبارزه بيولوژيكي :كشت گياهان از جنس Togeten كه ترشحات ريشه آنها سمي است. برعليه Pretjlenchui وTylenehorhynchun روي گياهان خانواده زارسه مفيد بوده.

بیماری سر سیگاری موز : بیماری ناشی از Trachysphaera fructigena که تولید پوسیدگی سیاه و سپس خاکستری درمیوه می کند. پوسیدگی میوه ممکن است به تمام میوه گسترش یابد. در اغلب موارد Verticillium theobromae با بیماری همراه است 

 

            

۲.بیماری پانامایی موز :

بیماری ناشی از قارچ Fusarium oxysporum f.sp. cubensis که نشانه های آن زردی برگهای مسن، پژمردگی و آویزان شدن برگها و قهوه ای شدن آنهاست

 

 

                                                         

                            

 

۳.فتيله نارنجي(دارخور) :

عوامل بيماري گونه‌هاي مختلف جنس Cytospora مي‌باشند. گونه‌ها شامل:

 Cytospora persoonii   C. ambiens    C. cincta

 C. juglandicola   C. juglandina   C. rubescens


Figure 8           Photo of tree trunk showing symptoms of a canker. 

              

 

 

 

نماتدها هم مانند حشرات داراي دشمنان طبعيي هستند كه شامل پروتوزورترها ، قارچها ، نماتدهاي شكارچي، كنه ها و غيره مي شود. هرچند استفاده از اين موجودات آسان نيست ليكن افزايش هموس خاك باعث افزايش جمعيت آنها مخصوص پروتوزوئرها مي شود و يك تعادل نسبي در خاك به وجود مي آيد.

                ج: مبارزه فيزيكي: نماتدها نسبت به حرارت بالا خاص هستند. لذا از حرارت مي توان براي ضد عفوني خاك گلخانه ها ،‌غده ها و پيازهاي آلوده و غيره استفاده كرد.

                د:مبارزه شيميايي: درمحصولات گرانقيمت و بخصوص در شرايطي كه تناوب مناسب نيست روش مؤثري است كه باعث حذف يا كاهش جمعيت نماتدها مي شود.در پاره اي از مورد ديده شده كه باعث افزايش باكتري هاي تثبيت كننده است و افزايش رشد گياه مي شود.البته اين روش گران است و استفاده متوالي ازآن ممكن است باعث ايجاد آلودگي خاك و بهم خوردن تعادل بيولوژيكي آن شود.

تركيبات نماتدكش:

اين تركيبات نماتد را حذف نمي كنند بلكه جمعيت را تا زير سطح زبان اقتصادي پائين مي آورند. اغلب نماتدكشها قبل از كاشت مصرقمي شوند. بعضي از تركيبات جدي را مي توان پس از كاشت و روي گياه مصرف نمود، البته تعداد آنها كم است.

اين تركيبات ممكن است به صورت گاز، مايع يا جامد مصرف شوند.كارآيي مواد گازي يا مايعي كه به صورت گاز در مي آيند بهتر است و تعداد بيشتري از نماتدها را از بين مي برد. زيرا اين تركيبات بهتربه درون ذرات خاك نفوذ مي كنند. تركيبات جامدبايد با آب مخلوط شوند يا با خاك مخلوط شده وسپس مزرعه آبياري شود. بعضي از اين تركيبات نيز به صورت گرانول هستندكه پس از آبياري (مصرف)به صورت گاز در مي آيند. اين تركيبات را مي توان همراه با كود و يا مستقل در سطح مزرعه پاشيده و سپس با خاك مخلوط نمود. تركيبات مايع نيز به كمك سمپاش در خاك پاشيده مي شود. خاك درون مزرعه پاشيده مي شود.خاك مزرعه بايد كاملاً نرم باشد تا نماتدكش به صورت يكنواخت و كامل با خاك مخلوط شود. در هنگام سمپاشي بايد خاك از وضعيت مناسب برخوردارباشد. حرارت نيز از ديگر عوامل مؤثر است. بخصوص در مورد فوميگانت ها حرارت نبايد از 10 درجه كمتر باشد. حرارت مناسب 15 تا 20درجه سانتي گراد است(در عمق 20 سانتي متري). پس از سم پاشي مزرعه آبياري مي شود ويا غلطك زده مي شودياهردومورد بهتر است كه سطح مزرعه با پلاستيك پوشانده شود.اغلب نماتدكش ها براي انسان سمي هستندوبايد با دقت مصرف شود. سهراب مهدی زاده 

مهمترين تركيبات نماتدكش عبارتند از:

1-DD (Dichloropropame-dichloropropeme)كه مايع تدخيني است.

2- Nemagon (1/2 dibromo-3 chloropropame) كه تدخيني است.

3- B romure demethgle كه خيلي گازي است.

4-Dibromoè tham (Dibromuredethglene) كه فوميگانت است.

5-Vapam

6- Trapex (Isothiocgamatedemethgle)

7- Sulfur decarbon

8- Chloropicrine

 

پروتئین های حشره کشB.t و نحوه ی عمل آنها

مقدمه :

 Bacillus thuringiensis   یک باکتری بیماری زا در حشرات است که عنصر فعال برخی حشره کش ها را تشکیل می دهد.

 این باکتری گرم مثبت و خاکزی به عرض 1.2-1 و طول 4-3  میکرون با اسپور نیمه انتهایی و بیضی شکل می باشد . این باکتری همزمان با تشکیل اسپور در داخل اسپورانژیوم تولید بلور های سمی (Cry=crystal) می کند . گونه ی B.thuringiensis  متعلق به خانواده Bacillaceae  می باشد .

 این باکتری برای رشد به نور نیاز ندارد و از سلسله Prokaryotes   می باشد (Bergg ، 1974( . این باکتری در بسیاری از محیط های کشت ساده ی آزمایشگاهی مانند محلول آبگوشت (Nutrient broth ) در شرایط هوازی ودر دمای بین 15 تا 40 درجه سانتی گراد ( اپتیمم 30 درجه سانتی گراد  ) به راحتی رشد می کند .                     

این باکتری چندین توکسین تولید می کند که شامل

1- آلفا اگزو توکسین : این سم علاوه بر حشرات برای موش و دیگر مهره داران سمی می باشد


2- بتا اگزوتوکسین : در برخی نژاد های این باکتری تولید شده وبر روی پستانداران عوارض عمده ای دارد.


3- گاما اگزو توکسین : این توکسین برای حشرات سمی نمی باشد .


4- دلتا اندو توکسین (Delta-endotoxin): در مرحله مرگ باکتری و تشکیل اسپور تشکیل می شود.

توکسین های آلفا اگزوتوکسین و بتا اگزوتوکسین علاوه بر حشرات، برای پستانداران مضر بوده و در نتیجه،امروزه از زیر گونه های Bacillus thuringiensis  که این دو توکسین  را تولید می کنند ،  استفاده نمی شود . سومین توکسین  نیز به دلیل عدم سمیت برای حشرات استفاده نمی شود .


 امروزه در فراورده های تجاری B.t  از استرین هایی از باکتری، که دلتا اندو توکسین تولید می نمایند ، استفاده می شود . 


 امروزه از B.t  به دو طریق استفاده می شود :


 1- تولید سموم میکروبی حشره کش : فرآورده های تجاری B.t  به عنوان حشره کش میکروبی به صورت گرد یا پودر های وتابل قابل تعلیق در آب ارائه می شود و امروزه جزء پر مصرف ترین عوامل کنترل میکروبی حشرات به شمار  می آید .

                             postřik spórami


 2 – تولید گیاهان B.t : این گیاهان حاوی ژن تولید کننده توکسین که از باکتری Bacillus thuringiensis بدست آمده است ، می باشد . این گیاهان خود قادر به تولید سم بوده و آفات حشره ای را که از این گیاهان تغذیه کنند ، از بین می روند . در این مطالعه ما به بررسی پروتئین های Cry   حشره کش و همچنین نحوه ی عمل آنها  می پردازیم .

aflatoxin


 


ساختار و چگونگی تاثیر پروتئین های حشره کش  B.t  :


 روده ی میانی عده ای از لارو ها ی  حشرات، مانند بال پولک داران و برخی از دو بالان و قاب بالان، دارای محیط قلیایی بسیار بالایی  است (PH= 10/2-10/15) ; در این شرایط(حداقل PH مورد نیاز8.9  می باشد)  ،کریستال های سمی حل شده و توکسین لازم به وسیله ی آنزیم های تجزیه کننده پروتئین آزاد می شود و فرم فعال توکسین تولید می شود .


 مطالعات بلورشناسی  پروتئین های Cry  نشان می دهد که این پروتئین دارای سه ناحیه ویژه می باشد . ناحیه I شامل هفت آلفا هلیکس که در فعل و انفعالات غشا و تشکیل منافذ نقش دارد ، ناحیه II از یک ستون سه گوش شامل سه بتا شیت که در اتصال سم به سلول های پوشش  روده نقش دارد و ناحیه III شامل دو  رشته ی آنتی پارالل بتا است که همانند ناحیه II در ثبات سم روی گیرنده و تنظیم کانال یونی  نقش دارد . در روده ی حشر اتی که دارای شرایط قلیایی می باشند، سیگما اندو توکسین  به فرم فعال خود یعنی دلتا اندو توکسین تبدیل شده و توسط ناحیه II  به سطح سلول های پوششی روده وصل شده و توسط ناحیه I  باعث ایجاد منافذی در غشای سلول شده که موجب اختلال یونی بین خون و روده می شود .


 گونه های آلوده شده می توانند دو نوع عکس العمل متفاوت نسبت به توکسین از خود نشان دهند . در اکثر موارد بعد از تغذیه ، فلج سریع دستگاه گوارش در مدت یک ساعت یا کمی بیش از آن اتفاق می افتد و در نتیجه حشره دچار مرگ می شود . بسیاری از حشرات تنها به وسیله ی  اثر کریستال سمی از بین می روند ، ولی در برخی موارد ، ترکیبی از اسپور و کریستال مورد نیا ز است و این ترکیب همیشه در فرمولاسیون ماده ی تجارتی سم ارائه می شود .

تقسیم بندی پروتئین های Cry براساس خصوصیات حشره کشی و توالی اسیدهای آمینه آنها

استرین های  bacillus thuringiensisدو نوع توکسین تولید می نمایند. نوع اصلی، توکسین های  Cry   (کریستالین ) می باشد که بوسیله ژن های Cry  کد می شود.نوع دوم توکسین Cyt  (سیتولیتیک) می باشد که فعالیت توکسین های  Cry را تکمیل کرده  و موجب بالا بردن تاثیر توکسین می شوند.


بیش از150 توکسین Cry  متفاوت تا کنون کلون شده است و برای سمیت روی گونه های حشرات مختلف آزمایش شده است . برای همسان سازی لیست در حال رشد توکسین ها ، آنها را با یک کد چهار حرفی بر اساس توالی اسید های آمینه و خصوصیات حشره کشی آنها تقسیم بندی می نمایند.


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 14:50  توسط ميرزايي  | 

  

بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريها

خصوصيات باكتريهاي بيماري زاي گياهي:

مرفولوژي، تكثير، اكولوژي و انتشار، تشخيص باكتريها، علائم بيماريهاي باكتريايي مبارزه با بيماريهاي باكترايي

تشخيص باكتريها

به طور كلي براي تشخيص باكتريها بر اساس خصوصيات جنسهاي آنها شناسايي مي كنند:

به عنوان مثال:

Agrobacterium : باكتريهاي ميله اي ، متحرك، 1تا 4 تاژك ، توليد لعاب پلي ساكاريدي در محيط قندي و كلني غير رنگي و صاف.

Clavibacter : ميله اي مستقيم يا با كمي انحنا، بي حركت، برخي داراي يك يا دو تاژك قطبي و متحرك هستند گاهي به صورت قطعات رنگي نا منظم  و يا ارائه و گرزي شكل متورم .

Erwinia : ميله اي مستقيم ، متحرك ، داراي چندين تاژك محيطي ، بي هوازي اختياري

Pseudomona : ميله اي مستقيم يا خميده متحرك ، داراي يك يا تعداد زيادي تاژك قطبي ، برخي  گونه هاي سودوموناس فلورسانت ناميده مي شوند زيرا در ميحط كشت مواد رنگينه اي فلورسانت سبز و زرد تراوش مي كنند. و برخي گونه هانيز پسودوموناس غير فلورسانت ناميده مي شوند.

Xanthomonas : ميله اي صاف ، متحرك ، داراي يك تاژك قطبي ، كند رشد و ايجاد كلني زرد.

Streptomyces : داراي هيفهاي باريك منشعب بدون ديواره عرضي، گونه هاي زيادي از آن توليد مواد رنگينه اي مي كنند علاوه بر آن اينها انواع زيادي از آنتي بيوتيك ها را نيز توليد كرده و يا بافتهاي توموري ايجاد مي كنند.

Xylella : ميله هاي صاف و منفرد ، غير متحرك ، بدون تاژك ، هوازي مطلق و بدون مواد رنگينه اي ، سخت كشت .

معمولا جنس استرپتومايسز به دليل داشتن ميسليوم كاملا توسعه يافته و شاخه شاخه و زنجيره هاي كنيدي به آساني از ديگر جنسهاي باكتريايي شناسايي مي شود.

علاوه بر اينها، روشهاي سرولوژيك، خصوصا آن روشهايي را كه آنتي باديهاي نشاندار شده با تركيبات فلورسانت بكار مي برند براي تشخيص سريع و نسبتا دقيق باكتريها استفاده مي شود. گاهي با استفاده از باكتريوفاژي (ويروس) كه آنها را آلوده كرده شناسايي مي شوند. اخيرا يك دسته از تركيبات به نام باكتريوسين مورد استفاده قرار گرفته تا بر اساس حساسي باكتريها به اين تركيبات و يا توان توليد اين تركيبات تيپها يا ايزوله هاي باكتريايي از هم تفكيك و شناسايي مي شوند. يك روش عالي براي جداسازي و تشخيص باكترياي به دست آمده استفاده از محيط كشتهاي انتخابي است.

علائم بيماري باكتريايي

باكتريها ايجاد لكه برگي و سوختگي برگ، پوسيدگي هاي نرم ميوه، ريشه و اندامهاي ذخيره اي، پژمردگيها رشد غير عادي، لكه سياه (اسكابي) شانكر و غيره را ميكنند.

مع هذا، گونه هاي Agrobacterium مي توانند تنها موجب رشد فوق العاده و بزرگي اندامها شوند .

مبارزه با بيماريهاي گياهي

غالبا براي مبارزه از تلفيق چندين روش استفاده مي شود.

تنظيم برخي عمليات زراعي از قبيل كود دادن و آبياري به نحوي يك گياهان در دوره مناسب براي آلودگي فوق العاده تر و آبدار نباشند. تناوب زراعي ، استفاده و از واريته هاي مقاوم ، استفاده از حرارت بخار آب يا حرارت الكتريكي و يا مواد شيميايي  در خاك بذرهايي كه  به طور سطحي آلوده باشند را با استفاده از محلول هيپوكلريت سديم يا اسيد كلريدريك يا خيساندن به مدت چند رو در اسيد استيك رقيق ضد عفوني مي كنند.

سم پاشي شاخ و برگها با تركيبات مسي ، مخلوط بر دو، تركيبات مسي تثبيت شده، و كاسيد، زنيب  براي مبارزه با بيماريهاي لكه برگي و بلايتهاي باكتريايي استفاده مي شود.

بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريها

گروه اول: لكه ها و سوختگي هاي باكتريايي

برخي بيمارياي باكتريايي به صورت لكه مردگي (نكروز) هاي سريعا در حال پيشرفت و ممتد روي اندامهاي مذكور ظاهر شده و در آن صورت سوختگي يا بلايت خوانده مي شوند.

تقريبا تمام لكه برگيها بر روي برگها و ساقه ها و ميوه ها به وسيله باكتريهايي از دو جنس نزديك به هم Xanthomonas و Pseudomonas به وجود مي آيند.

بيماريهايي كه پاتوواوهاي (Pr) گونه Pseudomonas syringae توليد مي كنند:

1ـ آشك توتون P.syringae Pv. Tabaci

2ـ لكه زاويه اي خيار Pr.Lachyrmans

3ـ بلايت هاله اي لوبيا Pr.Phaseolicola

4ـبلايت باكتريايي نخود فرنگي Pr.Pisi

 

بيماريهايي كه پاتووارهاي گونه X.campestris توليد مي كنند.

1ـ بلايت عادي لوبيا                                Pr.Phaseoli

2ـ لكه زاويه اي پنيه                               Pr.malvacearum

3ـ لكه باكتريايي گوجه فرنگي فلفل        Pr.resicatoria

4ـ لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار       Pr.Prani

آتشك وحشي توتون

انتشار جهاني دارد.اين بيماري مي تواند به گياهان ديگر نيز حمله كند اما از نظر اقتصادي مقدار توتون و سويا حائز اهميت است. در خزانه و در مزرعه هم خسارت وارد مي كند.

علائم: در حاشيه و نوك برگهاي گياهان جوان و كم رشد پوسيدگي آبدار در حال پيشرفتي بروز مي كند اين ناحيه پوسيده به وسيله ناحيه ابسوزخيس شده اي از بخش سالم مجزا مي شود مشخص ترين علائم عبارتند از لكه هاي سبز كمرنگ مايل به زرد. در ظرف يكي دو روز مركز لكه ها قهوه اي شده و اطراف آن را حاله هاي سبز مايل به زرد احاطه مي كند. به تدريج نواحي بزرگي ايجاد مي شود كه در هواي خشك اين بخشها خشكيد و بر جا مي ماند اما در هواي خيس از برگ جدا شده ، لكه ها به ندرت روي گلها ، كپسولهاي دانه، دمبرگها، ساقه ظاهر مي شوند.

 

بيمار گر : Pseudomonas syringae Pv. Tabaci

اين باكتري زهري ، قوي به نام تاب توكسين يا توكسين آتشك ايجاد كرده اين زهر قادر است در غياب باكتري بر روي يك برگ توليد هاله زرد كند.

ايجاد بيماري:

باكتري آتشك در بقاياي گياه و در خاك در برگهاي بيمار خشكيده و به عمل آمده بر روي بذرهاي حاصل از كپسولهاي آلوده، روي پوشش سطح خزانه و در ريشه هاي بسياري از عفونتهاي هرز زمستان گذراني مي كند. براي بروز آلودگي ها و پيدايش اپيدميها رطوبت بسيار بالا يا لايه اي از آب بر روي گياه ضورري است.

باكتري پس از ورود به بافت گياه ايجاد زهر توكسين مي كند به سرعت پخش مي شود اين هاله وسيع بوده و سلولهاي زيادي را در بر مي گيرد و عاري از باكتري بوده، در هواي رطوبتي توسعه بين سلولي باكتريها ادامه يافته و باعث از هم پاشي و مرگ سلولهاي پارانيشي شود.

مبارزه: استفاده از ارقام مقاوم ، استفاده از بذر سالم، ضد عفوني خاك خزانه اجتناب از مصرف طور اضافي خصوصا ازت.

سوختگي باكتريايي لوبيا

انتشار جهاني دارد، مردي برگها، غلافها ساقه ها و بذرها آسيب وارد مي شود.

علائم: لكه هاي كوچك آبسوخته در سطوح زيرين برگ، در بلايت ها براي ناحيه هاله مانند به رنگ سبز مايل به زرد در مي آيد برگها ظاهر زرد رنگي پيدا مي كنند.

علائم روي ساقه، به صورت لكه هاي آب سوخته و گاهي فرو رفته و قهوه اي رنگ و اغلب در سطح شكاف دار هستند. بيشتر در مجاورت  گروه اول ظاهر مي شوند زمستان گذراني به صورت قرار گرفتن در بذر آلوده و ساقه هاي آلوده لوبيا است.

بيمار گر: بلايت هاله اي لوبيا Pseudomonas syringae Pr.Phaseolicola بلايت معمولي X.campestris Pv.Phaseoli ، لكه قهوه اي باكتريايي P.syringae Pv.syringae

مبارزه :

1 از طريق مصرف بذر عاري از بيماري

2 تناوب زراعي سد ساله

3ـ سمپاشي با قارچ كشهاي مسي

لكه باكتريايي كوجه فرنگي و فلفل

پاتوژن : Xanthomonas campestris Pv.resicatoria

علائم:

روي برگها علائم به صورت لكه هاي كوچك نامنظم به رنگ خاكستري بنفش بر روي ميوه هاي سبز لكه هاي كوچك آبسوخته كه كمي برجسته بوده و داراي هاله هاي سفيد مايل سبز هستند.

ايجاد بيماري :

انتشار جهاني دارد. باكتريها بر روي بذري كه هنگام جداسازي از ميوه آلوده شده زمستان گذراني مي كنند و نيز در بقاياي گياهي آلوده در سطح خاك و روي علفهاي هرز و ساير ميزبانها به وسيله باد و باران و تماس منتشر مي شود.  و از طريق روزنه ها و زخمها به برگ و از طريق زخمها به ميوه رخنه ميكند.

مبارزه:

1ـ استفاده از بذرها و نشاء عاري از آلودگي ، ارقام مقاوم، تناوب زراعي و سمپاشي با تركيب از پيش مخلوط شده قارچكشهاي مانب مسي

لكه باكتريايي ميوه هاي هسته دار:

پاتوژن: X.campestris Pv.prauni

علائم: بر روي برگها به صورت لكه هاي كوچك مدور تا نامنظم آب خيس شده اي ظاهر مي شوند بيشتر لكه ها زاويه دار شده و بنفش تا قهوه اي مي گردند غالبا تركهايي در اطراف لكه ها به وجود مي آيد كه بخش آلوده را از نواحي سالم جدا كرده و بر برگها نماي غربالي مي دهد. برگهاي شديدا آسيب ديده زرد مي شوند.

نحوه ايجاد بيماري

در مناطقي كه درختان هسته داركشت مي شوند به وجود مي آيد. باكتريها در لكه هاي ساقه ها و در جوانه ها زمستانگذراني مي كنند  در بهار به صورت تراوشهايي خارج مي شوند و باقطرات باران و توسط حشرات به برگهاي جوان ميوه ها ساقه ها منتقل مي شوند و از طريق منافذ طبيعي ، محل قطع برگها، زخمها ايجاد آلوده مي كنند.

مبارزه: سمپاشي با مواد شيميايي اكنون ثمري نداشته اخيرا تزريق آنتي بيوتيكها به داخل درختان بعد از برداشت ميوه تاثيرات زيادي داشته.

گروه دوم: شانكرهاي باكتريايي

شامل 2 دسته بيماري هستند Pesudomonas syringae Pv.morsprahorum

1ـ شانكر باكتريايي درختان ميوه هسته دار

2ـ شانكر باكتريايي مركبات: Xanthomanas campestris Pr.citri

شانكر مركبات

يكي از وحشتناك ترين بيماريهاي مركبات بوده باعث بروز لكه هاي مرده روي ميوه، برگها و سرشاخه مي شود. بيماري بومي ژاپن و آسياب جنوب شرقي است. و از آنجا به ساير قاره ها انتشار يافته است.

بيمارگر: X.campestris Pr.citri

حداقل 3 نژاد از اين باكتري ايجاد بيماري مي كند نژاد A: بومي آسيا و به گريف فروت و ليموي عماني، پرتقال و ليمو حمله كرده نژاد B در آمريكاي جنوبي به ليمو عماني و ليمو حمله كرده نژاد C در برزيل فقط به ليمو عماني مي زند.

علائم: علائم بيماري شانكر به صورت مشابهي روي برگهاي جوان، سرشاخه ها و ميوه ظاهر مي شود لكه ها ابتدا كوچك، اندكي برجسته، و مدور و آب سوخته و تيره رنگتر از بافت سبز اطراف به نظر مي رسد. حاشيه لكه ها كاملا مشخص و اغلب با هالة مايل به زردي احاطه شده اند. آلودگي شديد باعث ضعيف شدن درختان و درميوه باعث بد نما شدن و تا حدودي نقص نرم ميوه مي شود.

ايجاد بيماري

زمستانگذراني در لكه هاي شانكري در حال رشد انجام مي گردد در هواي گرم، مرطوب و باراني باكتري از لكه ها بيرون تراوش كرده به وسيله باران به بافتهاي جوان مي رسد از طريق روزنه وارد مي شود رخنه و ايجاد آلودگي نيز از طريق زخم ها انجام مي شود.

مبارزه: 1ـ اقدامات قرنطينه اي 2ـ استفاده از شعله افكن براي سوزاندن درختان ضد عفوني تمام ابزار ، 6 يا 7 سم پاشي با تركيبات سمي، استفاده از بادشكنها هرس سرشاخه هاي تابستانه و بهاره

 

گروه سوم:

اسكابهاي باكتريائي

باكتريها به اندمهاي زير زميني گياهان خسارت وارد كرده و علائم آن به صورت لكه ها يا زخم هاي كم و بيش موضعي سياه و پوسته پوسته است.

اسكاب عادي سيب زميني Streptomyces scabies

پوسيدگي خاكي يا آبله سيب زميني شيرين S.ipomoeae

اسكاب عادي سيب زميني

انتشار جهاني دارد. بيشتر در خاكهاي خنثي تا كمي قليايي و با بافتي شني و سبك بروز نموده، بيماري با ايجاد زخم هايي عمدتا سطحي بر روي غده ها و ريشه ها بيشتر از ارزش محصول مي كاهد

پاتوژن : S.scabies

يك ساپروفيت سخت جان است. كه مي تواند به صورت ابدي به صورت نرم رويشي شبه ميلسيومي و يا به صورت اسپور در بيشتر خاكها به جز بعضي خاكهاي اسيدي زنده باقي بماند.

علائم: عمدتا روي غده ها ديده مي شود. ابتدا لكه هاي كوچك قهوهاي و اندكي برجسته هستند اما به تدريج چوب پنبه اي مي شوند گاهي لكه ها به صورت نواحي زنگاري ظاهر شده .

ايجاد بيماري:

بيمار گر از طريق آب خاك، خاك حمل شده با بار و روي غده هاي سيب زميني بذري منتشر مي شود رخنه پاتوژن به بافتها از طريق عدسكها، زخمها و روزنه ها صورت مي گيرد. بيمارگر بدين يا داخل چند لايه سلول رشد ميكند و ظاهرا ماده اي را ترشح مي كند كه باعث تحريك سلولهاي زنده اطراف زخم و تقسيم سريع شده و از بافت سالم جدا مي شود. شدت بيماري با افزايش PH 2/5 ـ 8 بيشتر شده و بالاتر از اين حدود كاهش مي يابد.

در دماي 20ـ 22 درجه سرعت افزايش بيماري به نهايت مي رسد.

كنترل و مبارزه: كاشت سيب زميني بذري عاري از آلودگي ، ضد عفوني بذر با پنتا كلرونيتروبنزن يا تركيب مانب، تناوب زراعي ، كاهش و حفظ PH  خاك تا حدود 3/5 با استفاده از گوگرد استفاده از ارقام مقاوم و آبياري حدود 6 هغته مراحل آغازين تشكيل غده ها.

 

گروه چهارم

بيماري هاي گياهي ناشي از باكتريهاي آوندي سخت رشد

باكتريهاي سخت كشت آوندي اغلب ميله اي شكل بوده به وسيله غشا سلولي و يك ديواره سلولي احاطه شده اند تاژك ندارند تقريبا تمامي اين باكتريها گرم منفي مي باشد

اين باكتريها به چندين آنتي بيوتيك از قبيل تتراسيكلينها و پني سيلين و همچنين گرماي زياد حساس مي باشند.

در بين مهم ترين بيماريهاي گياهي ناشي از باكتريهاي گرم منفي سخت كشت محدود به آوندي چوبي بيماريهاي پيرس انگور، كوتولگي يونجه، بيماري فوني هلو، برگ سوختگي بادام و برگ سوختگي آلورا مي توان نام برد.

بيماري (پيرس) انگور

پاتوژن: Xylella fastidiosa  يك باكتري سخت كشت آوندي چوبي است و ديواره سلولي موجدار پپتيك دارد. بيمارگر ظاهرا يك يا چند زهر (فيتوتوكسين) توليد مي كند كه در ايجاد نكروز حاشيه برگ در ميزان نقشي داشته است.

علائم: در آغاز به صورت خشكيدن نابهنگام ظاهر مي گردد يعني بخشي يا تمامي حاشيه برگ مي سوزد در حالي كه برگ هنوز سبز است. اواخر فصل برگهاي آسيب ديده معمولا مي ريزند. در حالي كه رگبرگها به ساقه چسبيده اند لكه هاي قهوه اي پوست ساقه در وسط مناطقي از پوست كه سبز و نابالغ باقي مانده به وجود مي آيد. به دنبال زوال بالايي درخت سيستم ريشه نيز شروع به مردن ميكند در داخل آوندها صمغ توليد شده و تيلوز در آوندها تشكيل مي شود. صمغ و تيلوز هر دوانسداد آوندها را فراهم مي كنند.

ايجاد بيماري:

بيمار گر به وسيله پيوندهاي اسكنه اي و زنجره ها منتقل مي شود. زنجره هاي ناقل بعد از 2 ساعت تغذيه بر روي ميزبان آلوده بيمارگري را كسب مي كنند و ممكن است تا اواخر عمر به انتقال بيماري به گياهان ميزبان سالم ادامه دهند.

مبارزه و كنترل

هيچ گونه كنترل و مبارزه عملي بر عليه بيماري پيرس انگور و كوتولگي يونجه در مزرعه وجود ندارد كنترل حشره ناقل و كندن گياهان آلوده موثر نبوده و تمامي ارقام به بيماري حساس مي باشند ريختن 4 ليتر از محلول تتراسيكلين با غلظت 50 و 100 پي پي ام در خاك اطراف درخت به فاصله هاي هفته اي يك بار يا 2 بار از بروز علايم جلوگيري مي كند

ولي موثر ترين روش مقابله با بيماري دفاع با كشت گياه به دور از منبع طبيعي آلودگي بيمارگر حاصل مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 9:51  توسط ميرزايي  | 

بيماري زنگ نواري يا زنگ زرد گندم Wheat strip rust 



زنگ زرد يا زنگ نواري(سرخو)Puccinia striiformis يكي از بيماريهاي مهم گندم و جو است و تا حدودي تريتيكاله و چاودار و بعضي از گرامينه‌هاي ديگر را تحت تاثير قرار مي‌دهد. به نظر مي‌رسد يولاف نسبت به اين بيماري مصون باشد. تا كنون ميزبان واسطي براي آن شناخته نشده است. اين بيماري در درجه حرارت پايين‌تر از درجه حرارت مناسب براي توسعه زنگ ساقه و برگ صورت مي‌گيرد. يوريديها به صورت نوارها يا خطوط زرد باريك عمدتاً روي برگها و سنبلچه‌ها تشكيل مي‌شوند. زماني كه خوشه‌ها آلوده مي‌شوند تاولها در سطح داخلي پوشينه‌ها و پوشينكها ظاهر شده، در بعضي مواقع دانه‌هاي درحال تشكيل را مورد حمله قرار مي‌دهند. يوريديوسپورهاي دو سلولي ، به رنگ قهوه‌اي تيره و از نظر شكل و اندازه شبيه به P.recondita است. تليوسپورها نقش چنداني در چرخه زندگي قارچ ندارند. تلياها بر روي سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهاي قهوهآي تيره كه به وسيله اپيدرم پوشيده شده‌اند، به وجود مي‌آيند. در مناطقي كه درجه حرارت خيلي پايين نيست ، قارچ به صورت يوريديوسپور وميسليوم روي غلاتي كه در پاييز كشت شده‌اند، زمستانگذراني مي‌كند. شيوع وتهاجم ثانوي در شرايط خنك بهار آغاز مي‌شود هستند.

کنترل زنگ زرد:

استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.



سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار

تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار

فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار

پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.

کنترل شیمیایی:
به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.

کوتولگی زبر ذرت Maize Rough Dwarf virus
 

 



اولین بار در سال 1362 توسط دکتر ایزدپناه از فارس گزارش گردید. در سالهای اخیر بیماری در شهرستان مرودشت مشکل ساز شده است.

علائم بیماری
 
در مزرعه عبارت است از کوتاه ماندن فاصله میان گره ها وکوتولگی شدید بوته ها، راست ایستادن برگها، وجود برجستگیها یا گالهای ریزی روی دمبرگ و در پشت برگ وهمچنین روی غلاف میوه، این برجستگیها به پشت برگ حالت زبری می دهد. گاهی برای تشخیص گالها نیاز به ذره بین می باشد. در برگهای جوان انتهائی ممکن است حالت رنگ پریدگی دیده شود.

عامل بیماری(MRDV) ویروسی از گروه Reoviridae که دارای دو لایه کاپسید می باشد. در طبیعت فقط زنجره Laodelphax striatellus به عنوان ناقل شناخته شده است.

کنترل:

1. تناوب زراعی که در این تناوب غلات باید حذف شود.

2. استفاده از علف کشها برای نابودی علفهای هرزی که ویروس در روی آنها زمستانگذرانی می کنند.

3. مبارزه با ناقل بوسیله حشره کشهای دیازینون و فوزالن

4. کاشت لاینهای متحمل اینبرید، هیبرید و واریته های مقاوم

آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری                   Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .

بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .


اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.


1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .


2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .

 
3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های  فيزيولوژيکی  طبيعی در دفاع   از    بيماري   ها می گردد .

   

       شرايط شيوع بيماری:


نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند .

تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .


حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .


شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .


    علائم بيماری:


در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سياه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قديمی که از طريق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگی که حامل ميليون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرايط رطوبی بطرف پائين روی تنه و شاخه ها سرازير می شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود .


علائم بيماری روی ميوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روی درخت باقی می ماند .

 در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمی دهد .ميوه های آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای يا سياه در می آيند . از ميوه های آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتری خارج شود .

 

     چرخه بيماری:


زمانی که شرايط محيط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسيم سلولی تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده ای به نام Bacterial Ooze توليد می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگی و ظهور بيماری حدود 5 روز است . در شاخه های جديد آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت می کند . باکتری از طريق شاخه های جديد بشاخه های قطورتر و تنه اصلی ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بيماری را آغاز کند .


حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد می شود . باکتری در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگی ميميرند . شاخه های جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و می ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتری توليد کرده و تمامی باغ را آلوده نمايند .

كنترل بيماري :


1 ــ هرس


نظر به اينکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بيماری در سال بعد جلوگيری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .


هرس بايد در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماری به ساير درختان جلوگيری شود . برای جلوگيری از بيماری و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گيرد و قسمت های آلوده حذف شود.


وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفونی شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوی تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .

 

 2ــ مبارزه شيميائی


1ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 

 
2ــ سمپاشی با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 



3ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .

 

4ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصيه می شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشی بيماری اسکاب سيب را نيز کنترل می کند .


5ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصيه می شود .

 

6ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه می شود .

 

7ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه می شود .



8ــ برای کنترل بيماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشی شود .

 

9ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصيه می شود .

 

10ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل يک يا دو دفعه بفواصل 4 روز توصيه می شود .

  

بلاست برنج Rice blast
 


عامل بیماری قارچP.oryzae) Pyricularia grisea ) با فرم جنسی Magnaporthe grisea از گروه آسکومیست است. سال 637 درچین آنرا تب برنج Rice fever می نامیدند. در ژاپن از حدود سال 1700 بیماری را می شناختند. در قرن نوزده عامل بیماری شناسایی و نامگذاری شد. فرم غیرجنسی قارچ خیلی مهم است. فرم جنسی قارچ توسط ژاپنی ها در شرایط آزمایشگاه تشکیل و شناسایی شده است. قارچ تولید کنیدیوفورهایی میکند که مرتب رشد کرده و دوباره کنیدیوم میدهد. کنیدیوم سه سلولی است و به رنگ سبز زیتونی می باشد. زیرا کنیدیوم یک زائده کوچک دارد. معمولاً سلولهای پایینی و بالایی کنیدیوم جوانه می زنند. شکل جنسی قارچ تولید پریتسیوم می کند. آسکوسپورها هم معمولاً 3 یا 4 سلولی هستند. قارچ هتروتالیک است. در طبیعت، فرم جنسی احتمالاً خیلی کم تشکیل میشود و مهم نیست.

در ایران این قارچ را قبلاً از شمال گزارش دادند و امروزه از شمال، اصفهان، غرب کشور، آذربایجان، خوزستان و فارس گزارش می شود.

قارچ بذرزاد است. علائم در تقریباً همه جای گیاه غیر از ریشه دیده میشود. در طوقه، غلاف گره ها، دم خوشه و دانه و برگ لکه های خاکستری به وجود می آید که حاشیه کشیده شده دارند و وسط لکه خاکستری است و اطراف لکه قهوه ای. در مناطق مرطوب روی برگ و خوشه و بخشهای درون آن خیلی مهم است. در مناطق خشک مثل فارس بیماری روی گره یا طوقه است و باعث مرگ گیاه میشود. عمده خسارت و اپیدمی بیماری روی برگ است. پرخسارت ترین مرحله زمانی است که قارچ به دم خوشه حمله میکند. اگر دانه نبسته و قارچ به گلوم بزند باعث میشود دانه نبندد. مهمترین میزبان این قارچ برنج است.

سیکل زندگی به صورت کنیدیوم و میسلیوم است. گاهی کلامیدوسپور هم ذکر شده که در بقایا تشکیل میشود. بقاء قارچ در بقایای آلوده بخصوص قسمتهای گره ساقه است که پوسیده نمی شود و به صورت میسلیوم یا کنیدیوم روی بذر بقا دارد. میسلیوم در شرایط خشک تا یک سال در کلش باقی مانده و روی گره 4-2 سال باقی مانده است.

پس تسریع کردن پوسیدگی بقایا باعث ضعیف کردن قارچ میشود. اسپور روی کلشها تولید شده و توسط آب و باد وارد مزرعه میشود. اگر رطوبت زیاد باشد روی برگ آلودگی ایجاد میکند و مقدار زیادی اسپور تولید کرده و با باد پخش شده و بیماری اپیدمی میشود. بنابراین برای کنترل بیماری بقایا و بذر آلوده را باید در نظر داشت. تولید کنیدیوم در شرایط رطوبت بالای 90% صورت می گیرد. حتی برای جداشدن کنیدی رطوبت نیاز است. پخش اسپور معمولاً از نیمه شب که رطوبت زیاد است شروع و تا نزدیکی صبح ادامه می یابد در شرایط خشک فارس هم اگر شب رطوبت بالا رود ممکن است آلودگی برگ داشته باشیم. اسپور تا دو کیلومتر هم در هوا با باد بالا میرود. در فارس اگر برنج را به سیستم بارانی بکارند مسئله خواهیم داشت.

هر چه رطوبت خاک بیشتر باشد بلاست کمتر است و اگر رطوبت خاک کم شود به بلاست حساس خواهد شد. درجه حرارت پایین آب نیز حساسیت گیاه را افزایش می دهد. این در موردی است که از آب سد استفاده میشود. کنیدیومها در دمای 28-24 درجه سانتیگراد حداکثر آلودگی را ایجاد میکنند. بعد از 5-4 روز لکه های روی برگ تولید کنیدیوم میکنند.

عوامل مهم در آلودگی:

1- رطوبت خاک. 2- ارقام مقاوم. 3- زیادی ازت موجب افزایش آلودگی میشود. همین طور فسفر هم آلودگی را افزایش می دهد. 4- درجه حرارت بهینه دما 28-24 درجه سانتیگراد است. 5- رطوبت هوا.6- قارچ دارای نژادهای زیادی است.

کنترل بیماری:

1- جلوگیری از انتقال مواد گیاهی آلوده (بذر و کلش).

2- کود ازته و کود فسفره زیاد داده نشود. کود را در چند مرحله به برنج بدهند. 3- نشاکاری را زود انجام دهند. (خزانه کاری را زودتر انجام دهند).

4- آب سرد ندهند (در حوضچه آب را گرم کنند).

5- مقدار سیلیس خاک را با دادن سیلیکات کلسیم و کمپوست افزایش دهند.

6- استفاده از بذر سالم (از ضدعفونی بذر مهمتر است).

7- بقایای گیاهی را تا آنجا که ممکن است از بین ببرند.

8- ارقام مقاوم،راه اساسی و اقتصادی است ولی همیشه ممکن نیست. برای این کار باید نژادهای موجود منطقه را شناسایی کرد.

9- مطالعات هواشناسی برای پیش بینی اپیدمی مهم است. در صورت لازم سمپاشی توصیه میشود. تری سیکلازول به میزان 2.25 گرم در صد متر مربع به خاک داده میشود. Pyroquilon برای ضد عفونی بذر و سمپاشی شاخ و برگ مهم است.

10- تری سیکلازول(بیم) wp75% نیم کیلو گرم در هکتار

11- ادیفنفوس(هینوزان) EC50% یک لیتر در هکتار

زمان مبارزه شیمیایی: پس از ظهور 40- 30درصد خوشه ها و با توجه به پیش آگاهی و شرایط جوی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 15:36  توسط ميرزايي  | 

تشخيص قارچ­ها غالباً ‌از روي شكل، رنگ، اندازه و طرز قرار گرفتن كنيدي­ها به روي كنيدي‌بَر انجام مي­شود. تشخيص اينكه قارچ­ها متعلق به چه راسته­اي است نسبتاً آسان مي­باشد. ولي براي تشخيص جنس و گونه قارچ حتماً بايد از كليدهاي شناسايي معتبر استفاده شود. ابتدا مراحل جدا سازي قارچ از گياه بيمار را توضيح مي­دهيم.  



  مراحل جداسازي قارچ از گياه بيمار

- استريل نمودن ظروف شيشه‌اي؛
- ضدعفوني سطحي بافت آلوده؛
- تهيه محيط كشت.

براي جداسازي قارچ از گياه، سه مرحله وجود دارد. نخست ظروف شيشه­اي نظير لوله آزمايش و تَشتَك پتري (Petri dish) را به وسيله حرارت خشك، مرطوب و يا به كمك مواد شيميايي استريل مي­كنيم. در استريل به روش خشك معمولاً ظروف به مدت يك ساعتدر C °120 در داخل يك اتو يا آون (Oven) قرار مي­دهيم. عمل استريل يا سترون به روش مرطوب به مدت 15 تا 20 دقيقه در حرارت C °121 و فشار 5/1 كيلوگرم بر سانتي‌متر مربع در يك آتوكِلِو انجام مي‌گيرد.
آتوكلو‌ همانند زودپز مي‌باشد. ظروف شيشه­اي را مي­توانيم در محلول الكل 95 درصد، و يا محلول يك در هزار كلرور جيوه، يا در محلول 5 درصد فرمالين فرو ببريم و ضدعفوني ­كنيم. اما پس از استريل بايد اين ظروف را سه بار در آب مقطر شست و شو بدهيم سپس آن را مورداستفاده قرار ­دهيم.
پس از استريل كردن ظروف مرحله دوم ضدعفوني سطحي بافت‌­هاي آلوده است. چون سطح بافت آلوده در تماس با محيط اطراف گياه بوده، لازم است به منظور نابود كردن عوامل عفوني آن به يكي از روش‌هايي كه متداول است، ضدعفوني سطحي شود. مثلاً بافت آلوده را مي­توانيم به مدت سه ثانيه يا بيشتر در الكل 95 درصد، يا در محلول 5 درصد تا 7 درصد هيپو كلريت سديم يا وايتكس، يا بخش آلوده را به مدت 15 تا 45 ثانيه در يك محلول يك در هزار كلريد جيوه به تنهايي يا در محلول كلريد جيوه به علاوه 50 درصد الكل فرو ببريم. به چنين محلولي اصطلاحاً رادو سلوشن (Solution) گفته مي­شود. بنابراين وقتي كه بافت­هاي آلوده را با اين محلول ضد عفوني سطحي كرديم، مرحله بعدي تهيه محيط كشت است.
براي كشت قارچ و باكتري در آزمايشگاه‌، محيط كشت­هاي گوناگوني تهيه و به نام‌هاي مختلفي در بازار يافت مي­شوند. از اين محيط کشت هاي متداول مي توانيم از محيط (P.D.A) يا محيط کشت سيب زميني دكستروز آگار ( Dextrose Agar ) نام ببريم. معمولا براي تهيه يک ليتر محيط کشت (P.D.A) يا 39 (C.M.A) گرم بر اساس نوشته آن شرکت يا 21 گرم (P.D.A) استفاده مي کنيم. محلول را به مدت چند دقيقه مي­جوشانيم و بهم مي­زنيم وقتي كه عمل بهم زني را خوب انجام داديم محلول از حالت كدري به يك محلول زلال تبديل مي­شود. سپس آنها را در لوله هاي آزمايشگاهي يا ارلن قرار مي دهيم و درب آنها را با چوب پنبه مي بنديم و به مدت 20 دقيقه در 121 درجه تحت فشار 5/1 کيلوگرم بر سانتي‌متر مربع عمل استريل در آتوكلو انجام مي‌دهيم. بايد صبر كنيم تا دما به C ° 45 و فشار به صفر درجه برسد. مي­توانيم اين محيط كشت را زير هود يا كنار چراغ الكلي در تشتك‌هاي پتري كه قبلا ‌ً استريل كرده‌ايم، بريزيم. همچنين اَگار غذايي به همراه عصاره گوشت براي جداسازي باكتري‌هاي بيماريزا استفاده مي‌شود.
 



 

جلسه هشتم
تهيه محيط كشت PDA



مقدمه:

درباره تهيه محيط كشت دكستروز آگار(Dextrose Agar) ، مطالبي را بيان مي‌كنيم.  



  محيط كشت دكستروز آگار (Dextrose Agar)

محيط كشت دكستروز آگار (Dextrose Agar) و مالت ­ايستكرت از جمله محيط كشت­هاي عمومي هستند كه در آزمايشگاه بيماري‌شناسي از آن‌ها استفاده مي­شود. معمولاً براي تهيه محيط كشت سيب زميني دكستروز آگار (Dextrose Agar) ،250 گرم سيب‌زميني تازه پوست كنده را به چهار قسمت مي‌كنيم (البته قطعه­ها را نبايد خيلي كوچك‌ كنيم و نيز آن‌ها را بصورت اسلايسي نبايد تهيه كنيم زيرا نشاسته بيش از حد خارج مي‌شود و در روند كار اختلال ايجاد مي­كند و محيط كشت بايد بدون نشاسته‌ي كافي باشد). و در يك "ماهي تابه" مدت 20 دقيقه روي اجاق گاز مي­گذاريم تا كاملاً بجوشد. زماني كه كاملاً پخته شدند عصاره آن را به وسيله پارچه­اي مي‌گيرم بطوريكه زلال و پاك باشد و هيچ نشاسته­اي (Starch) در آن وارد نشود.. در زمان عصاره­گيري به هيچ وجه سيب زميني پخته را له نمي­كنيم تا محلول زلال باشد.
در محلول به دست آمده 20 گرم دكستروز كه مثل شكر است اضافه مي كنيم و به آرامي بهم مي‌زنيم. سپس آن را روي چراغ الكلي يا اجاق گاز قرار مي­دهيم تا كاملاً حل شود. بعد از اين 20 گرم آگار (Agar) به آن اضافه مي­كنيم (آگار يا آگار- آگار Agar-Agar، پلي ‌ساكاريدي است كه از يك نوع جلبك دريايي بدست مي‌آيد، اين ماده با آب شكل لرزانك بخود مي‌گيرد و براي سفت كردن محيط‌هاي كشت ميكروبي بكار مي‌رود). و پس از بهم زدن آن را به مدت 2 دقيقه روي اجاق گاز قرار مي­دهيم تا كاملاً حل شود بدون اينكه حبابي ايجاد شود زيرا اگر آگار- آگار زياد گرم شود باز نمي­شود. و براي اينكه به آرامي باز شود يك درب پنبه­اي را روي آن مي­گذاريم و حجم اين محيط كشت را به وسيله آب داغ به يك ليتر مي­رسانيم. آنگاه آن را در آتوكلو به مدت 20 دقيقه در دماي C °121 و فشار يك و نيم كيلوگرم بر سانتي‌متر مربع استريل مي­كنيم. سپس وقتي كه درجه حرارت تقريباً C °45 شد و فشار به صفر درجه رسيد آن را از آتوكلو خارج مي­كنيم، و آن را در روي چراغ الكلي قرار مي­دهيم. وقتي كه محيط كشت استريل شد تقريباً 45 درجه گرما دارد و به وسيله دست مي‌توانيم اين را حدس بزنيم. البته بهتر است به وسيله بناگوش گرماي آن را تخمين بزنيم زيرا لطيف و نازك و حساس است و بنابراين به درستي گرماي آن متوجه مي­شويم. بعد محيط كشت را در كنار چراغ الكلي در پتري ديش (Petri dish) مي‌ريزيم.
 



  محيط كشت مالت ايستكرت

20 گرم مالت ايستكرت و آگار- آگار را وزن مي­كنيم و در داخل اين محيط اضافه مي­كنيم و با حرارت لازم آن را حل مي­كنيم و مثل روش سابق در آتوكلو استريل مي‌كنيم.  


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 15:13  توسط ميرزايي  | 

قارچهای سیاهک :
راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان قارچهای سیاهک شناخته می شوند.


این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت غیربیمارگر می باشند. حدود ۱۲۰۰ گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که در ۵۰ جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود ۴۰۰۰ گونه گیاه نهان دانه در بیشتر از ۷۵ خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.
بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است. مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند. این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.
برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.
با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.
خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.
گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.
▪ خصوصیات عمومی سیاهکها :
قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد. در بعضی موارد دو هسته ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید. رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می شوند.
دو هسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می شوند، به هر حال مرحله دو هسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل می دهند.
● تلیوسپورها و تکثیر :
تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori) نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند. این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با گونه U.striiformis واقع می شود.
در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می یابند.
در تعداد کمی جنس مثل Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد . این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.
بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد. میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود.
خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای جنسی یا سترون متفاوت است.
تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند، جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی گونه های جنوب لازم نبوده است.
علاوه بر حرارت، رطوبت، PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.
قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط محیطی بستگی دارد. برای مثال ممکن است میسلیوم اولیه یک شاخه یا چند شاخه و بند دار و بدون بند باشد. در بعضی موارد تعداد کمی و یا هرگز بازیدیوسپور تشکیل نمی شود و میسلیوم اولیه ممکن است ریسه دوهسته ای آلوده کننده تشکیل دهد. معمولا بازیدیوسپورها به صورت جانبی و یا انتهایی تشکیل می شود و اصولا ممکن است بازیدیوسپورها از تعدادی کنیدی که به اسپوریدی ثانویه برمی گردد، و به وجود آید. اگر این نوع بازیدیوسپور در محیط کشت مغذی جایگزین شود با جوانه زنی چند جمعیت تشکیل می دهند و مرحله جور هسته چرخه زندگی سیاهک مشاهده می شود.
● نفوذ قارچهای سیاهک به گیاهان میزبان:
با اینکه در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومهای اولیه قادرند گیاهان میزبان راآلوده کنند، به طورکلی به نظر می رسد بازیدیوسپور و اسپوریدیهای ثانویه اولین عوامل آلودگی هستند و لذا بیشترین اهمیت را دارند. اندازه کوچک و انتقال طبیعی بازیدیوسپورها و اسپوریدیها مطالعات جریان نفوذ را مشکل نموده است و لذا جزئیات نسبتا کمی از اهمیت این حادثه دانسته شده است. با اینکه جنسهای زیادی در مورد چگونگی داخل شدن قارچهای سیاهک به درون میزبان وجود دارد، بسیاری از این اخبار در تضاد هستند و تعداد کمی با میکروسکپ الکترونی و نوری پیشرفته تائید می شوند و در نتیجه خیلی مطالب برای یادگیری جنبه های زیست شناسی راسته Ustilaginales باقی مانده است.
در مورد سیاهک هندی گندم به وسیله T.indica شواهد قوی تهیه شده است به گونه ای که جوانه زنی اسپوریدی ثانویه از طریق روزنه های استومات روی پوشینه (گلوم و گلومل) داخل میزبان می شود.
● خانواده یوستیلاجیناسه (Ustilaginaceae) :
اعضای این خانواده میسلیوم اولیه بند تولید می کنند و بازیدیوسپورهای جانبی و هم انتهایی تشکیل می شود. میسلیوم اولیه از تلیوسپورها که بزودی پس از تشکیل و فقط بعد از یک دوره خواب جوانه می زنند به دست می آیند. در بعضی گونه ها میوزها در تلیوسپور وقوع می یابد و هسته به طرف میسلیومهای اولیه حرکت می کند و جداره ها سلولها را از هم جدا می کند و میسلیومها چند سلولی و چند هسته ای می گردند.
خانواده Ustilaginaceae شامل تعدادی گونه مهم اقتصادی است و برای مثال گونه Ustilago avenae عامل سیاهک آشکار یولاف، گونه U.nuda عامل سیاهک آشکار جو، گونه U.tritici عامل سیاهک آشکار گندم و گونه U.maydis عامل بیماری سیاهک ذرت می باشد. علاوه بر اهمیت اقتصادی گونه ها، بعنوان عوامل قابل استفاده در تجزیه آزمایشی و آزمایشگاههای ژنتیکی به کار می روند. مراحل جور هسته و هاپلوئید گونه U.maydis به راحتی در محیط کشت ساده و اراضی کشت رشد می کنند. با تلقیح برگهای جوان به وسیله اسپوریدی ممکن است کمتر از دو هفته تلیوسپورها به دست آیند و تلیوسپورها قابل جداسازی خواهند بود.
بیماری سیاهک ذرت به وسیله تولید انواع گالها در اندازه های مختلف تشریح می شود. عامل بیمارگر در نهایت تلیوسپورهای سیاه و پودری تولید می کند. هنگامی که جنین آلوده می شود بیشتر خسارت روی میزبان انجام می شود، معمولا آلودگی در خوشه، کاکل، برگهای جوان ریشه های میزبان ایجاد می شود.
● خانواده تیلشیاسه (Tilletiaceae) :
روش جوانه زنی اعضای این خانواده با آنچه در خانواده Ustilaginaceae رخ می دهد متفاوت می باشد.
از اعضای شناخته شده خوب در این خانواده جنس Urocystis می باشد. گونه های این جنس اسپورهای توپی دائمی دارند و لایه بیرونی در سلولهای سترون خواهند داشت و با یک یا چند تلیوسپور احاطه می گردند. گونه U.cepulae عمومی است و بعضی مواقع عامل بیماری در پیازها می باشد، جنس Entorrhiza وابسته به خانواده Tilletiaceae بوده ولی خیلی کوچک است. اعضای این جنس در خانواده های Cyperaceae , Juncaecceae آلودگی ریشه ایجاد می کنند. تنها ظهور بیماری تولید تورم گال شکل روی ریشه می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 15:3  توسط ميرزايي  | 

زنگ گندم

زنگ گندم را ، قارچی به نام Puccinia ایجاد می‌کند. مهم ترین بیماری گندم به شمار می‌رود که شامل زنگ ساقه ، زنگ برگ ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت ، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه ، برگ ، غلاف و ... از علائم این بیماری می‌باشند. این قارچها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌کاهند، بافتهای گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌دهند.

[ویرایش] سیاهک گندم

سیاهک گندم یکی از بیماریهای قارچی گندم است که می‌تواند به صورت سیاهک آشکار ، سیاهک برگ ، سیاهک پنهان معمولی و ... ظاهر گردد. سیاهک پنهان ، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال ، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصا به گندم پاییزه وارد می‌آورد.

[ویرایش] پوسیدگی جوانه و ریشه

بیماریهایی هستند که قارچها آنها را بوجود می‌آورند. این بیماریها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می کنند. در گذشته ، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماریها جلوگیری می‌نمود. اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماریها استفاده می‌کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:3  توسط ميرزايي  |